«عصر همدان» گزارش میدهد؛
پیامدهای فرهنگی آموزش رقص در پلتفرمهای مجازی
آموزش رقص در فضای مجازی با عادیسازی رفتارهای نامتعارف و ترویج نگاه ابزاری به بدن، اقتدار تربیتی خانواده را تضعیف کرده و موجب گُسست هویتی دانشآموزان دختر میشود.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»؛ در عصر دیجیتال، فضای مجازی به مَحملی بیبدیل برای تبادل اطلاعات، ارتباطات و یادگیری بدل گشته است. این پدیده، با گستردگی و دسترسی آسان خود، فرصتهای نوینی را در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی فراهم آورده است. اما همزمان، مانند هر پدیده قدرتمند دیگری، چالشها و آسیبهای بالقوهای را نیز به همراه دارد که نیازمند شناخت، تحلیل و مدیریت دقیق است.
در میان این آسیبها، تاثیرات فرهنگی و هویتی محتواهای آموزشی، بهویژه در قشر نوجوانان، از اهمیت ویژهای برخوردار است. آموزش رقص در فضای مجازی، که به ظاهر فعالیتی صرفاً سرگرمیمحور تلقی میشود، در بطن خود میتواند تاثیرات عمیقی بر ارزشهای بنیادین جامعه، شکلگیری هویت فرهنگی و دینی دانشآموزان و تشدید شکاف نسلی داشته باشد.
این پدیده، نیازمند واکاوی موشکافانه از منظر جامعهشناسی، روانشناسی و مطالعات فرهنگی است تا بتوان راهکارهای مؤثری برای محافظت از نسل جوان در برابر پیامدهای ناخواسته آن اتخاذ نمود. درک این پیچیدگیها، گامی اساسی در جهت حفظ سلامت فرهنگی و اجتماعی جامعه و تضمین انتقال صحیح ارزشها به نسلهای آینده خواهد بود.
زهرا مولایی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»؛ در خصوص رواج آموزش رقص در باشگاههای خصوصی و باشگاههای مجازی، به ویژه برای کودکان و نوجوانان، و پیامدهای آن بر سبک زندگی و ارزشهای خانواده، هشدار داد و این روند را نگرانکننده دانسته و به دشواری انتخاب والدین برای مراکز آموزشی مناسب اشاره کرد.
رقص به مثابه سبک زندگی و تهدید ارزشهای خانواده:
وی با تأکید بر اینکه آموزش رقص صرفاً یک فعالیت ورزشی نیست، بلکه «سبک زندگی» جدیدی را القا میکند، پیامدهای آن را بر دانشآموزان دختر (به ویژه در بازه سنی حساس) تشریح کرد و گفت: این سبک زندگی جدید، که اغلب با معیارهای فرهنگ غربی و فردگرایی افراطی همراه است، به طور ناخواسته ارزشهای سنتی و چارچوبهای تربیت خانوادگی را تضعیف میکند. تمرکز بر «نمایش بدن» و «شادیهای ظاهری» میتواند به تدریج «حیا» و «وقار» را که از ارکان فرهنگ ایرانی-اسلامی است، کمرنگ سازد.
این روانشناس حوزه خانواده اظهار کرد: این تغییرات، حتی اگر در ظاهر جزئی به نظر برسند، در طولانیمدت منجر به «شکاف نسلی» و «تضاد ارزشی» بین والدین و فرزندان میشوند، زیرا معیارها و اولویتهای زندگی تغییر مییابد.
چالش انتخاب مراکز آموزشی مناسب برای والدین دغدغهمند
مولایی با تاکید بر اینکه بخش قابل توجهی از نگرانی والدین، که در متن به آن اشاره شده، به «محدودیت گزینهها» برمیگردد، بیان کرد: از یک سو، باشگاههای خصوصی با ارائه آموزشهایی نظیر رقص، جذابیتهای کاذبی را برای کودکان ایجاد میکنند که با ارزشهای مورد نظر خانواده در تضاد است. از سوی دیگر، حتی در باشگاههای عمومی نیز، با وجود شهریههای دریافتی، «کیفیت آموزش» به دلیل تراکم زیادِ شرکتکنندگان و عدم توجه فردی به هر کودک، کاهش مییابد.
وی خاطرنشان کرد: این وضعیت، والدینِ دغدغهمند را در موقعیتی دشوار قرار میدهد؛ گویی گزینههای معدودی برای تربیت صحیح و مطابق با ارزشهایشان پیش رو دارند و هر انتخابی، با ریسکهایی همراه است. این «دوراهی تربیتی» به اضطراب والدین دامن زده و فرآیندِ انتخابِ محیط مناسب برای رشد فرزندان را به یک «مسئله سخت» تبدیل کرده است.
پیامدهای روانی و اجتماعیِ نگاه ابزاری به بدن
این فعال فرهنگی یادآور شد: آموزش رقص، به خصوص در بستری که بر «نمایش» و «جلب توجه» تأکید دارد، میتواند دیدگاه نوجوانان را نسبت به بدنشان تغییر دهد. بدن از یک «امانت الهی» و «مظهر کرامت انسانی» به یک «ابزار برای جلب توجه، لایک و دیده شدن» تبدیل میشود. این «نگاه ابزاری» به بدن، زمینهساز اضطرابهای فراوان، مقایسههای مداوم با دیگران و در نهایت، کاهش «عزت نفس واقعی» و جایگزینی آن با «اعتماد به نفس کاذب» مبتنی بر تأیید بیرونی است. والدینی که این پیامدها را درک میکنند، طبیعی است که نسبت به رواج چنین آموزشهایی در محیطهای نزدیک به فرزندانشان، ابراز نگرانی جدی نمایند.
محمد عباسپور در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»؛ نسبت به پیامدهای فرهنگی و تربیتی آموزش رقص در فضای مجازی برای دختران دانشآموز ۱۲ تا ۱۸ ساله هشدار داد.
وی این پدیده را تهدیدی جدی برای ارزشهای بنیادین فرهنگ ایرانی-اسلامی، انسجام خانواده و سلامت هویتی نوجوانان دانست.
عادیسازی رفتارهای نامتعارف و تضعیف چارچوبهای ارزشی
سرپرست اداره امور تربیتی، مشاوره و مراقبت در برابر آسیبهای اجتماعی در آموزش و پرورش همدان، در تشریح اولین لایه آسیب، توضیح داد: در سنین نوجوانی، تأثیرپذیری از الگوهای بیرونی به اوج خود میرسد. مواجهه مستمر با محتواهایی که «نمایش بدن» را در کانون توجه قرار داده، «شادیهای نمایشی» و «جنسیسازی حرکات» را ترویج میکنند و سبک زندگی «بدنمحور» و غربی را ایدهآل جلوه میدهند، به تدریج «حساسیت فرهنگی» نوجوان را نسبت به هنجارهای ایرانی-اسلامی کاهش میدهد. این فرآیند موجب میشود رفتارهایی که در فرهنگ ما نامتعارف تلقی میشوند، برای نسل جوان «عادی» جلوه کنند.
فروپاشی ارزشهای خانوادگی و الگوهای تربیتی سنتی
عباسپور با اشاره به همراهی آموزش رقص مجازی با «سبک گفتار غیررسمی»، «پوشش متفاوت» و ترویج «آزادیهای فردی بدون قید و بند»، بر تضاد بنیادین آن با ارزشهای خانوادهمحور در فرهنگ ایرانی-اسلامی تأکید کرد.
وی ادامه دادد مفاهیمی چون «خانواده»، «چارچوب ارزشی»، «احترام متقابل» و «رعایت حیا» که ستونهای تربیت سنتی هستند، در مقابل شعار «بدن من، اختیار من» که غالباً در این فضاها تبلیغ میشود، رنگ میبازند. این تعارض، «اقتدار تربیتی والدین» را به شدت تضعیف کرده و زمینه را برای تشدید اختلافات نسلی فراهم میآورد.
سردرگمی هویتی ناشی از الگوگیری نامناسب
این مقام مسئول یکیدیگر از پیامدهای خطرناک این پدیده را «الگوگیری از افراد نامناسب» برشمرد. هنگامی که نوجوانان، شخصیتهای فاقد تخصص، مسئولیتپذیری یا ارزشهای اخلاقی مناسب را به عنوان الگو انتخاب میکنند، دچار «تعارض الگوها» میشوند. این سردرگمی، فرایند شکلگیری هویت سالم را مختل کرده و نوجوان را در تشخیص درست از نادرست دچار تردید میکند.
وی همچنین گفت: رقص در فضای مجازی، عمدتاً با «تأکید بر زیبایی ظاهری»، «مقایسه بدنها»، «لایک گرفتن» و «جلب توجه» همراه است. این تمرکز افراطی بر جنبههای فیزیکی، منجر به آن میشود که دختر نوجوان «ارزش خود را منحصراً در جذابیت بدنی» جستجو کند. این امر به نوبه خود، «اضطراب بدنی» را افزایش داده و او را به سمت «نمایشگری افراطی» سوق میدهد که مغایر با «زیباشناسی ایرانی-اسلامی» است.
عباسپور به تأثیرات مخرب این آموزشها بر «هویت فرهنگی و دینی» دانشآموزان پرداخت و با استناد به نظریه اریکسون، دوره نوجوانی را حساسترین زمان برای «هویتیابی» معرفی کرد.
عباسپور تضعیف هویت فرهنگی را یکی از پیامدهای این آسیب اجتماعی دانست و گفت: گذراندن وقت زیاد در مواجهه با محتواهای سرگرمیمحور غربی، باعث میشود نوجوان به تدریج «آداب و رسوم ایرانی» را قدیمی تلقی کرده، «فرهنگ خود را کمارزش» بداند و «سبک رفتار و زبان بدن غیرایرانی» را تقلید کند، که این امر به ایجاد «هویت چندپاره» منجر میشود.
وی کمرنگ شدن هویت دینی را یکی دیگر از پیامدهای این آسیب اجتماعی دانست و ادامه داد: هویت دینی که از سه رکن «خانواده»، «محیط» و «الگوها» تغذیه میکند، در مواجهه با الگوهای متضاد در فضای مجازی، دچار تزلزل میشود. این تضاد، «دوگانگی ارزشی» را در نوجوان تشدید کرده و او را به داشتن «یک خود واقعی» در خانه و مدرسه و «یک خود نمایشی» در فضای مجازی وامیدارد.
این مقام مسئول افزایش گسست بین هویت واقعی و نمایشی را هم سومین پیامد این رفتار دانست و بیان کرد: این شکاف عمیق بین دو هویت، زمینهساز بروز «اضطراب هویتی»، «احساس دروغین بودن»، «کاهش عزت نفس» و «نارضایتی دائمی از خویشتن» میشود.
عباسپور در نهایت، این پدیده را یکی از عوامل کلیدی در «تشدید شکاف نسلی» دانست. تفاوت فاحش در «معیارهای درست و غلط» بین نسلها، که ناشی از تفاوت در منابع تربیت (سنت و دین در برابر فرهنگ مجازی) است، با معرفی «بدن به عنوان مرکز هویت» و «جلب توجه به عنوان ارزش»، تشدید میشود. جملاتی نظیر «شما قدیمی فکر میکنید»، «این فقط یه رقصه، چرا حساسید؟» و «همه دوستام انجام میدن»، که در متن گزارش به آنها اشاره شد، نمودهایی از این تعارض عمیق هستند که آموزش رقص در فضای مجازی، بدون در نظر گرفتن تعهد و پیامدهای اخلاقی، به آن دامن میزند.
خبرنگار ما در این رابطه با یکی از مادران همدانی که دغدغه سبک زندگی فرزندانش را داشت گفتگو کرد.
این مادر همدانی گفت: راستش را بخواهید، من خیلی نگران این موضوع هستم. دختر من در سنی است که مدام در اینترنت و شبکههای اجتماعی میچرخد و من نمیتوانم همیشه جلوی چشمم باشد.
وی ادامه داد: وقتی میبینم چطور ویدئوهای رقص را تماشا میکند یا حتی سعی میکند تقلید کند، دلم شور میزند. اینها با آن چیزی که ما در خانه یاد گرفتهایم و میخواهیم به او یاد بدهیم، خیلی فرق دارد.
این مادر همدانی بیان کرد: ما به او یاد دادهایم که بدن یک امانت است و باید آن را حفظ کند، نه اینکه در معرض دید همگان قرار دهد و بخواهد با آن جلب توجه کند. این مسائل باعث میشود که او ارزش خودش را پایین بیاورد و فقط به خاطر لایک و کامنت دیگران زندگی کند.
وی ادامه داد: من میترسم اینها باعث شود از ما فاصله بگیرد و ارزشهای خانواده برایش بیاهمیت شود. این شکافی که بین ما و بچهها در مورد این مسائل پیش آمده، واقعاً عذابآور است. گاهی وقتها حس میکنم اصلا حرف هم را نمیفهمیم.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»؛ تحلیل پیامدهای فرهنگی آموزش رقص در فضای مجازی برای دختران دانشآموز، نشاندهنده یک چالش چندوجهی و نگرانکننده در جامعه امروز ایران است.
این پدیده صرفاً یک موضوع تفریحی یا آموزشی نیست، بلکه مستقیماً بر تار و پود هویت فرهنگی و دینی نسل جوان تأثیر میگذارد. عادیسازی رفتارهای نامتعارف، تضعیف ارزشهای خانواده، الگوگیری از منابع نامناسب و ترویج نگاه ابزاری به بدن، همگی از پیامدهای مستقیم این روند محسوب میشوند که در نهایت منجر به شکلگیری هویتی چندپاره و کمرنگ شدن ارزشهای اصیل ایرانی-اسلامی میگردد. علاوه بر این، شکاف نسلی که ناشی از تفاوت فاحش در درک معیارها و ارزشها بین والدین و فرزندان است، با این پدیده تشدید شده و ارتباطات خانوادگی را با بحران مواجه میسازد. مواجهه با این چالش، نیازمند رویکردی جامع و چندلایه است که شامل آموزش سواد رسانهای به دانشآموزان، تقویت نقش حمایتی و تربیتی خانوادهها، و همچنین سیاستگذاریهای فرهنگی و نظارتی دقیق در فضای مجازی میشود. بیتوجهی به این آسیبها، میتواند به تضعیف بنیادهای فرهنگی جامعه و از دست رفتن سرمایههای هویتی نسل آینده منجر شود.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!