عصر همدان گزارش میدهد؛
نجات نهاد خانواده نیازمند عملیات مشترک چندوجهی
بحران خانواده در همدان زاییده تعامل عوامل چندگانه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است و عبور از آن تنها با راهبردهای یکپارچه، فرابخشی و مبتنی بر پژوهش میسر خواهد بود.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»؛ تحولات اجتماعی اخیر در حوزه خانواده، به ویژه در استانهایی مانند همدان، تصویری نگرانکننده از آینده ارائه میدهد. کاهش نرخ ازدواج، افزایش سن ازدواج، کاهش باروری و رشد طلاق، دیگر پدیدههایی ساده و تکعاملی نیستند. کارشناسان با استفاده از چارچوب نظری «طوفان کامل» تأکید میکنند که این بحران، محصول برخورد همزمان و همافزای چندین جبهه فشار ساختاری، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است.
در این نظریه، هر یک از این عوامل به تنهایی میتوانند چالشآفرین باشند، اما گردهمایی آنها در زمان و مکان واحد، طوفانی ویرانگر و مدیریتناپذیر پدید میآورد.
استان همدان بهعنوان نمونهای عینی، در معرض این طوفان چندوجهی قرار گرفته است. برای واکاوی عمیق این بحران، تنها یک دیدگاه کافی نیست.
مریم ساجدی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان»؛ در تحلیل بحران خانواده در همدان گفت: از منظر روانشناسی، مشکلات اقتصادی با ایجاد استرس مزمن، ناامنی و احساس درماندگی، ظرفیت عاطفی افراد برای تشکیل و تداوم خانواده را تحلیل میبرد. وقتی جوان همدانی هر روز با تهدید بیکاری و عدم تعادل درآمد و هزینه دست به گریبان است، انرژی روانی برای سرمایهگذاری عاطفی بلندمدت نخواهد داشت.
وی افزود: همزمان، مسائل فرهنگی امروزی با تزریق ارزشهای فردگرایی افراطی از طریق فضای مجازی، یک دوگانگی هویتی ایجاد میکند. از یکسو فشار سنتهای خانوادگی و از سوی دیگر وسوسه زندگی خودمختار و لذتمحور. این تعارض درونی، تصمیمگیری برای ازدواج را به بنبست میکشد.
این روانشناس حوزه خانواده عنوان کرد: از طرف دیگر، ضعف نهادهای محلی مانند خانواده گسترده، پشتوانه روانی-اجتماعی افراد را سست کرده است. در گذشته این نهادها نقش مهارکننده استرس و مشاوره طبیعی را داشتند، اما امروز فرد در مواجهه با مشکلات، تنها و بیپناه است. در چنین شرایطی، سیاستهای ناپایدار تنها بر سردرگمی میافزاید.
ساجدی در پایان ادامه داد: نتیجه این همافزایی، افزایش اضطراب جمعی، کاهش تابآوری و در نهایت گریز از تعهدات خانوادگی است.
علی رضوانی نیز در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان»؛ با نگاهی کلاننگر به بحران خانواده در همدان اظهار داشت: امروزه با فروپاشی مثلث پایداری اجتماعی مواجه هستیم.
وی افزود: رأس اول، ساختار اقتصادی معیوب است که با ایجاد نابرابری و محرومیت، بنیان مادی خانواده را تخریب میکند. رأس دوم، گذار فرهنگی شتابان و بدون پالایش است که سرمشقهای زندگی را دگرگون کرده و هنجارهای سنتی را بیاعتبار میسازد، بدون آنکه الگوی باثبات جایگزینی ارائه دهد.
کارشناس حوزه جوانان ادامه داد: رأس سوم و تعیینکننده، افول نهادهای واسط است. خانواده گسترده، محله و تشکلهای دینی-مدنی که در گذشته کارکرد انتقال ارزشها، حمایت و کنترل اجتماعی را داشتند، امروز به حاشیه رانده شدهاند. این خلأ، جامعه را مستقیماً در برابر دولت و بازار قرار داده است. وقتی این سه جبهه همزمان فعال میشوند، سیاستگذاریهای ناهماهنگ دولتی نه تنها چارهساز نیست، بلکه چون برآمده از درک نادرست از این تقاطع بحرانی است، گاه به عاملی تشدیدکننده تبدیل میشود.
رضوانی افزود: سیاستهای تشویقی ازدواج بدون اشتغالپایدار، مانند مرهمی بر زخمی عمیق است. خروجی این طوفان، تغییر در معنای زندگی مشترک، سست شدن کانون خانواده بهعنوان نهاد و در بلندمدت، دگرگونی خطرناک در هرم جمعیتی و ساختار اجتماعی استان است.
مهدی قاسمی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان»؛ گفت: برخلاف تصور رایج که هر پدیده اجتماعی را به یک عامل اصلی تقلیل میدهد، واقعیتهای میدانی و دادههای علمی به وضوح نشان میدهند که پدیدههای نگرانکنندهای همچون سقوط آزاد نرخ ازدواج، کاهش شدید نرخ باروری، افزایش مداوم سن ازدواج و حتی رشد فزاینده نرخ طلاق، هرگز محصول عمل کرد یک متغیر واحد و مجزا نیستند.
وی با تأکید بر ماهیت چندلایه بحران، افزود: این پدیدهها در حقیقت محصول برخورد همزمان، تقاطع خطرناک و تشدیدکننده چندین جبهه فشار مختلف و گاه مستقل از یکدیگر هستند. در ادبیات آکادمیک و علوم اجتماعی پیشرفته، از این وضعیت بحرانی تحت عنوان «طوفان کامل یاد میشود. این استعاره به وضوح بیانگر آن است که مجموعهای از عوامل طوفانزا، که هر یک به تنهایی نیز قادر به ایجاد چالش و ناپایداری هستند، هنگامی که در یک بازه زمانی مشخص و در یک جغرافیای خاص گرد هم میآیند، اثری همافزا و فزاینده ایجاد میکنند که نتیجه آن شکلگیری یک بحران عظیم، چندوجهی و به شدت مدیریتناپذیر خواهد بود.
روانشناس حوزه خانواده سپس به طور مشخص شرایط استان همدان را در چارچوب این نظریه تحلیل کرده و اظهار داشت: برای جامعهشناسی که بر روی استان همدان متمرکز است، این «طوفان کامل» از تقابل و درهمتنیدگی چهار جبهه فشار اصلی شکل گرفته است.
قاسمی در ادامه اضافه کرد: جبهه نخست، «عوامل ساختاری و بنیادین اقتصادی» است که شامل معضلاتی چون نرخ بالای بیکاری به ویژه در میان فارغالتحصیلان دانشگاهی، ناامنی شغلی گسترده، تورم لگامگسیخته و عدم تعادل عمیق بین درآمد و هزینههای اساسی زندگی میشود. جبهه دوم، «تحولات کلان فرهنگی در سطح جهانی» است که از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی، ارزشهایی چون فردگرایی افراطی، لذتجویی آنی و نگاه ابزاری به روابط را به درون خانههای همدانی تزریق میکند.
وی افزود: جبهه سوم، «ضعف مزمن و عملکرد ناکارآمد نهادهای محلی واسط» است؛ نهادهایی همچون خانواده گسترده، مساجد، انجمنهای محلی و تشکلهای مردمی که در گذشته نقش ضربهگیر و تسهیلگر را ایفا میکردند، امروز دچار افول اقتدار و کارایی شدهاند. و در نهایت جبهه چهارم، «سیاستگذاریهای گاه متناقض، ناپایدار و فاقد پشتوانه پژوهشی دقیق» است که نه تنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه در مواردی با ایجاد انتظارات کاذب یا ارائه راهکارهای غیرعملی، بر ابعاد بحران میافزاید. گردآمدن این چهار جبهه در کنار هم، طوفانی کامل را علیه نهاد خانواده در همدان به پا کرده است.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان»؛ بحران نهاد خانواده در همدان، زنگ خطری است که نشان میدهد رویکردهای تکبعدی و مقطعی در سیاستگذاری محکوم به شکست هستند. تحلیلهای روانشناختی و جامعهشناختی به وضوح نشان میدهند که این پدیده، زاییده همافزایی مرگبار عوامل اقتصادی، فرهنگی، نهادی و سیاسی است. عبور از این «طوفان کامل» نیازمند عزمی فرابخشی، تدوین راهبردهایی چندوجهی و مبتنی بر پژوهشهای دقیق میدانی است. بدون درک این پیچیدگی و تقویت همزمان پایههای اقتصادی، احیای نهادهای محلی، مدیریت هوشمندانه تحولات فرهنگی و تصحیح سیاستها، هر اقدام دیگری تنها مسکنی موقتی خواهد بود و طوفان، بنیانهای اجتماعی استان را بیش از پیش در هم خواهد کوبید.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!