«عصر همدان» گزارش میدهد؛
فرزند لوکس نیست؛ تکفرزندی، فروپاشی خاموش نسلهاست
نرخ تکفرزندی در ایران به سطح هشدار رسیده است. این پدیده که به الگوی غالب در خانوادههای شهری تبدیل شده، زنگ خطری برای ساختار جمعیتی کشور به صدا درآورده است.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»، در دهههای اخیر، نقشه جمعیتی ایران دستخوش تغییراتی شده که نگرانی بسیاری از کارشناسان را برانگیخته است. نرخ باروری زیر سطح جانشینی، افزایش سن ازدواج و اقبال به خانوادههای تکفرزند یا بدون فرزند، تصویری از آینده را ترسیم میکند که در آن سالمندی جمعیت و کاهش نیروی کار جوان، چالشهای بیسابقهای برای جامعه ایجاد خواهد کرد.
در این میان، آنچه کمتر به آن پرداخته میشود، ابعاد روانی و تربیتی زندگی در خانوادههای تکفرزند است. کودکی که بدون خواهر و برادر بزرگ میشود، از مهمترین عرصههای یادگیری مهارتهای اجتماعی مانند تقسیم کردن، مدارا کردن و تحمل شکست محروم میماند.
از سوی دیگر، والدین تکفرزند نیز در دام الگویی به نام «وابستگی معکوس» گرفتار میشوند؛ جایی که تمام آرزوها، ترسها و انتظارات آنها بر دوش یک کودک سنگینی میکند. این فشار میتواند منجر به کمالگرایی بیمارگونه، اختلالات اضطرابی و در نهایت گریز این فرزند از تشکیل خانواده در آینده شود.
بحران تکفرزندی فقط یک مسئله خانوادگی نیست؛ به تدریج به یک مسئله فرهنگی-اجتماعی تبدیل میشود که آینده همبستگی ملی را تهدید میکند. جامعهای که اکثر افراد آن بدون تجربه رابطه خواهر و برادری بزرگ شدهاند، به سمت فردگرایی افراطی، کاهش تابآوری و ضعف در تحمل نظرات مخالف پیش میرود.
با این توصیف، دیگر نمیتوان موضوع فرزندآوری را صرفاً یک انتخاب شخصی و خصوصی تلقی کرد. ضرورت دارد دستگاههای اجرایی از جمله وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، آموزش و پرورش و رسانه ملی با همکاری یکدیگر، با رویکردی علمی و فرهنگی به این معضل ورود کنند و زمینههای اصلاح نگرشهای غلط را فراهم آورند.
از خودشیفتگی والدین تا شکست نسلهای آینده
سایه رحیمیان، در گفتگو با خبرنگار ما با انتقاد از نگاه افراطی به «کیفیت به جای کمیت» در خانوادههای امروزی، هشدار میدهد که این نگاه اگرچه در ظاهر منطقی به نظر میرسد، در باطن میتواند به انقراض فرهنگی و روانی یک نسل منجر شود.
وی با اشاره به یافتههای روانشناسی تحولی گفت: از نظر تکاملی، انسان موجودی اجتماعی است که نیاز به تجربه نقش والدگری در وجود او نهادینه شده، تأخیر بیرویه در فرزندآوری یا قناعت به تکفرزندی، نه تنها ساختار حمایتی خانواده را تضعیف میکند، بلکه مهارتهایی مثل همدلی، بخشش و مسئولیتپذیری را در کودک تنها کاهش میدهد.
این کارشناس مشاوره تأکید کرد: کشورهایی نظیر ژاپن و کره جنوبی امروز با بحران «نسل یخزده» و انزوای اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند؛ بحرانی که ریشه در ترس از هزینههای فرزندآوری و اولویت دادن به رفاه زودگذر فردی دارد.
وی در ادامه به نگرانی رایج «آماده نبودن اقتصادی» اشاره کرد و افزود: هیچ پدر و مادری هیچوقت کاملاً برای بچهدار شدن آماده نیست؛ این ترس، یک تله شناختی است.
رحیمیان با بیان اینکه تحقیقات نشان میدهد که والدین دارای سه فرزند یا بیشتر، از سطح معنای زندگی و سلامت روان بالاتری نسبت به زوجهای بیفرزند برخوردارند، عنوان کرد: فرزندآوری سرمایهگذاری برای پیری نیست؛ بلکه عمل به فطرت انسانی و افزایش امید به آینده است.
وی با انتقاد از سبک زندگی کمالگرایانه امروزی گفت: برخی زوجین به بهانه نرسیدن به استانداردهای مالی یا شغلی خاص، تولد اولین فرزند خود را تا آستانه ۳۵ سالگی به تأخیر میاندازند.
این مشاور خانواده با تأکید بر اینکه این خودشیفتگی ظریف والدین باعث کاهش ذخیره ژنتیکی جمعیت و افزایش آسیبهای روانی در جامعه میشود، تصریح کرد: دیر بچه دار شدن، احتمال ناهنجاریهای جنینی و همچنین فاصله نسلی عمیق را افزایش میدهد که خود عاملی برای تنهایی والدین در میانسالی است.
وی در پایان ضمن حمایت از مشوقهای جمعیتی، خواستار تغییر نگاه از «کنترل جمعیت» به «کیفیت جمعیت با حفظ کمیت» شد و هشدار داد: اگر امروز نسلی متولد نشود، فردا کسی نیست که از فرهنگ، اقتصاد و حتی زمین ما محافظت کند. بیایید از هشتگهای «نه به بچه» فاصله بگیریم و نسل آینده را به فرزندآوری امیدوار کنیم.
تنهایی انتخابی، بحران وابستگی معکوس
مهرداد کریمی، با بیش از ۱۵ سال سابقه کار با زوجین نابارور و کمفرزند، در گفتگو با خبرنگار ما با اشاره به تغییر الگوی ارزشی خانوادههای ایرانی، هشدار داد که فرهنگ «فرزند لوکس» به مراتب خطرناکتر از فقر مالی است.
وی با استناد به آمارهای جمعیتی داخلی و خارجی، توضیح داد نرخ باروری زیر سطح جانشینی (حدود ۱.۶ در ایران) زنگ خطری برای سالمندی جمعیت و از هم گسیختگی شبکه خویشاوندی است.
این رواندرمانگر تحلیلی، با اشاره به اینکه یکی از معضلات پنهان تکفرزندی، شکلگیری «وابستگی معکوس» است، تصریح کرد: در خانوادههای پرجمعیت سنتی، فرزندان از کودکی یاد میگیرند که منابع عاطفی و مالی را تقسیم کنند اما کودک تنها، تمام فشار آرزوها، ترسها و انتظارات والدین را روی شانههای خود احساس میکند این امر منجر به کمالگرایی بیمارگونه، اختلالات اضطرابی و در نهایت گریز از ازدواج و تکثیر این الگو در نسل بعد میشود.
وی با تأکید بر اینکه لزوم فرزندآوری بیش از دو فرزند، یک گزاره اقتصادی یا سیاسی صرف نیست، بلکه یک ضرورت روانی – تکاملی است، گفت: جامعهای که اکثر افراد آن تکفرزند یا بدون خواهر و برادر بزرگ شدهاند، به سمت فردگرایی افراطی پیش میرود.
کریمی مطرح کرد: این افراد در محیط کار توانایی تحمل نظر مخالف را ندارند و در زندگی مشترک به پایینترین سطح تابآوری میرسند، خواهر و برادرها مهمترین مدرسه بدون معلم برای یادگیری مذاکره، حسادت سالم و حمایت عاطفی هستند.
وی در پاسخ به این نگرانی که «دنیا برای بچهها امن نیست» یا «فرزندآوری باعث عقب افتادن زنان از اهداف شغلیشان میشود»، عنوان کرد: این یک خطای محاسباتی است، آمار نشان میدهد زنانی که دو یا سه فرزند دارند، در بلندمدت بهرهوری شغلی بالاتری دارند، زیرا یاد میگیرند زمان را بهینه مدیریت کنند. از سوی دیگر، هزینههای خیالی فرزندآوری مثل خرج دانشگاه و مسکن، در عمل با شبکه حمایتی خواهر و برادرها و پدربزرگ و مادربزرگها جبران میشود.
این رواندرمانگر تحلیلی همچنین به پدیده «تهدید وجودی» اشاره کرد و گفت: امروزه میبینیم بسیاری از جوانان نه تنها از بچه دار شدن، بلکه از هر نوع تعهد بلندمدتی میترسند این ترس، منطقی نیست بلکه ساخته رسانههایی است که تنها هزینهها را میبینند و لذت دیدن لبخند کودک یا غرور راهانداختن یک انسان جدید را نادیده میگیرند. فرزندآوری، جسورانهترین اقدام امیدوارانه یک جامعه است.
وی در پایان با بیان اینکه سیاستهای تشویقی باید فراتر از وام و پوشک رایگان باشد، بر لزوم مشاورههای پیش از ازدواج با رویکرد ترویج فرزندآوری تأکید کرد: ما نیاز به یک جنبش فرهنگی داریم که در آن سه فرزند به عنوان نماد سلامت روانی خانواده شناخته شود، نه یک مسئله اقتصادی. هر فرزندی که به دنیا نمیآید، یک اتاق خالی در آینده این سرزمین است.
اضطراب انقراطی و انگیزه باطل امنیت
دکتر لیلا صمدزاده، در گفتگو با خبرنگار ما ضمن ابراز نگرانی از کاهش شدید نرخ موالید در دهه اخیر، این پدیده را «خودتحریمی جمعیتی» نامید و گفت: متأسفانه نسل جدید در دام توهمی به نام «وضعیت ایدهآل» گرفتار شده است آنها منتظرند تا همه متغیرها از مسکن تا سلامت روانی و شغلی در نقطه عالی خود قرار گیرد، آنگاه تصمیم به فرزندآوری بگیرند این انتظار هرگز به پایان نمیرسد.
وی با اشاره به مشاهدات بالینی خود از زوجینی که پس از سالها تصمیم به بچهدار شدن گرفتند اما با کاهش شدید باروری مواجه شدند، افزود: واقعیت تلخ این است که تخمدان زنان و کیفیت اسپرم مردان منتظر بهبود اوضاع اقتصادی نمیماند.
این مشاور خانواده مطرح کرد: بسیاری از کسانی که در دهه ۲۰ زندگی خود به دلیل «نداشتن آمادگی» بچهدار نشدند، در دهه ۳۵ تا ۴۰ به کلینیکهای ناباروری مراجعه میکنند و شانس باروری کمتر از ۵ درصد را تجربه میکنند. این فاجعه خاموش جمعیت است.
وی در تحلیل روانشناختی از پدیده «DINK» (دو درآمد، بدون فرزند) گفت: این سبک زندگی که از غرب وارد شده، در بستر فرهنگی و مذهبی ایران یک دوگانگی شناختی ایجاد کرده است.
صمدزاده با اشاره به اینکه خانواده در فرهنگ ایرانی همواره مقدس بوده، اما اکنون میبینیم که لذتهای لحظهای سفر و خرید، جایگزین افتخار والدگری شده است، تأکید کرد: این بحران معناست وقتی کسی خود را برای یک انسان جدید مسئول نمیداند، در حقیقت با جهان و آینده قهر کرده است.
وی همچنین به یکی از رایجترین ترسها یعنی «ترس از تکرار تجربه تلخ والدین خود» اشاره کرد و گفت: بسیاری از جوانان به دلیل آسیبهای کودکی یا روابط آزارنده در خانواده مبدأ، از تکرار آن الگو میترسند.
این مشاور خانواده ادامه داد: این یک زخم روانی است که نیاز به درمان دارد آنچه به عنوان «آزادی انتخاب» مطرح میشود، اغلب یک مکانیسم دفاعی به نام اجتناب است وظیفه مشاوران این است که نشان دهند الگوی فرزندپروری را میتوان اصلاح کرد، نه حذف نمود.
وی با اشاره به راهکارهای عملی بیان کرد: درمان ترس از فرزندآوری با رواندرمانی کوتاهمدت، آموزش مهارتهای فرزندپروری پیش از تولد فرزند، و بازتعریف ارزشهای فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرد.
صمدزاده با تأکید بر اینکه جامعه باید به این باور برسد که یک فرزند اضافی مشکل نیست، بلکه رکنی از امنیت عاطفی در میانسالی والدین به شمار میرود، خاطرنشان کرد: نسلی که بدون شنیدن صدای کودکی در خانه پیر میشود، دچار افسردگی عمیق وجودی خواهد شد و هر تولد، اعلام پیروزی زندگی بر نیستی است.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان»، کارشناسان تأکید دارند که ترس از «آماده نبودن» برای فرزندآوری، اغلب یک تله شناختی است؛ چراکه هیچ پدر و مادری هیچوقت کاملاً برای این مسئولیت آماده نمیشود، اما تجربه والدگری خود به خود مهارتهای لازم را پرورش میدهد. انتظار برای شرایط ایدهآل، معمولاً به معنای از دست دادن پنجره طلایی باروری است.
دستگاههای اجرایی باید فراتر از مشوقهای مالی مانند وام و اقلام مصرفی عمل کنند. آنچه ضرورت دارد، ایجاد یک جنبش فرهنگی گسترده با محوریت رسانه ملی و آموزش عمومی است که در آن داشتن سه فرزند یا بیشتر به عنوان نماد سلامت روانی و شادکامی خانواده معرفی شود، نه یک مسئله اقتصادیِ دلهرهآور.
همچنین ارائه مشاورههای پیش از ازدواج و حین بارداری با رویکرد ترویج فرزندآوری و درمان ترسهای ناخودآگاه مرتبط با والدگری، یکی از ضروریترین اقداماتی است که سازمان بهزیستی و نظام روانشناسی کشور باید در اولویت قرار دهند. بسیاری از پرهیزهای امروز از بچهدار شدن، ریشه در آسیبهای کودکی والدین دارد که قابل درمان است.
نکته دیگر، اصلاح تصویر رسانهای از سبک زندگیِ بدون فرزند یا تکفرزند است. فیلمها، سریالها و محتوای فضای مجازی نباید خانوادههای پرجمعیت را به عنوان نماد فقر یا عقبماندگی نشان دهند؛ بلکه باید زیباییها و مزایای روانی فرزندآوری را به تصویر بکشند تا نسل جوان شوق والدگری را جایگزین ترس از مسئولیت کند.
در پایان، باید پذیرفت که هر فرزندی که امروز به دنیا نمیآید، یک اتاق خالی در آینده این سرزمین است؛ اتاقی که قرار بود پر از امید، کار و پویایی باشد. زمان آن رسیده که از خودشیفتگیِ کمالگرایانه دست بشوییم و فرزندآوری را نه یک هزینه، بلکه سرمایهگذاری در امنیت عاطفیِ میانسالی و پایداری فرهنگیِ نسلهای بعد بدانیم. اگر هماکنون دستگاهها به میدان نیایند، فردا برای جبران دیر است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!