حالت تاریک
شنبه, 23 خرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی عصرهمدان هستید؟
همدان؛ قامت استوار مقاومت به بلندای الوند
«عصر همدان» گزارش می‌دهد؛

همدان؛ قامت استوار مقاومت به بلندای الوند

سردار حاج حسین همدانی فرمانده‌ای که از کوچه‌های خاکی همدان تا خیابان‌های غبارگرفته حلب، مرزها را درنوردید تا ثابت کند دشمن یکی است و پیروزی، تنها در گرو وحدتی بی‌چون‌وچراست.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»؛ استان همدان، مهد عارفانی چون باباطاهر و عین‌القضات، در نیم‌قرن اخیر خاستگاه مردانی شده که نه در واعظی، که در خط مقدم نبردهای نامتقارن تاریخ‌ساز شدند. از آیت‌الله نوری همدانی (مرجع تقلید و مبارز سیاسی) تا حاج محمود ضرابی (پدر صنعت آلومینیوم ایران و واقف بزرگ)، از شهید علی چیت‌سازیان (بنیان‌گذار نیروی زمینی سپاه) تا شهید محمود کاوه (فرمانده لشکر ۲۸ کردستان) و حاج مهدی طحانیان (خیر مدرسه‌ساز ملایر)، همدان همواره چهره‌های اثرگذاری در عرصه‌های مبارزه، اقتصاد و نظامی داشته است.

اما در میان آن‌ها، سردار حاج حسین همدانی چهره‌ای تکرارنشدنی است، فرمانده‌ای که از کوچه‌های خاکی همدان تا خیابان‌های غبارگرفته حلب، مرزها را درنوردید تا ثابت کند دشمن یکی است و پیروزی، تنها در گرو وحدتی بی‌چون‌وچراست.

 

از آبادان تا همدان؛ کشتی با تختی و انقلاب در خون

حسین همدانی ۲۴ آذر ۱۳۲۹ در آبادان زاده شد. سه سال بیشتر نداشت که پدرش را از دست داد و خانواده به زادگاه مادری، همدان، بازگشت. از هفت سالگی هم کار کرد و هم درس خواند. اما آنچه او را از دیگر نوجوانان متمایز می‌کرد، علاقه‌ آتشین به کشتی بود. در سال ۱۳۴۴، به‌صورت جدی وارد این ورزش شد و غلامرضا تختی را الگوی خود قرار داد. بعدها برای کار و تحصیل به تهران رفت و در باشگاه کشتی دخانیات تهران عضویت یافت. همین روحیه‌ پهلوانی، بعدها در میدان نبرد هم به کارش آمد جایی که هرگز از حریف بزرگ‌تر نمی‌ترسید.

در ۱۳ سالگی، واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ زندگی او را دگرگون کرد. نام امام خمینی (ره) را شنید و تصمیم گرفت سهمی در انقلاب داشته باشد. اما برخلاف بسیاری از هم‌سالانش، اول به سراغ محکم‌کردن مبانی فکری رفت.

 او پای ثابت سخنرانی‌های شهید محمد مفتح در حسینیه ارشاد بود و در محافل عقیدتی شرکت می‌کرد. از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۸، هم در کارخانه باتری‌سازی کار می‌کرد، هم در رشته علوم تجربی درس می‌خواند و هم کشتی می‌گرفت. سال ۱۳۵۶ با دختر دایی خود، پروانه چراغ‌نوروزی، ازدواج کرد و به همدان بازگشت، درست در آستانه انقلابی که قرار بود همه چیز را تغییر دهد.

کردستان؛ مدرسه‌ای که بعدها در سوریه به کار آمد

درست پس از پیروزی انقلاب، بحران کردستان شعله‌ور شد. همدانی در تیر ۱۳۵۸ همراه نیروهای سپاه همدان به مهاباد اعزام شد. ۱۹ شبانه‌روز درگیری بی‌امان با ضد انقلاب، او را به فرماندهی میدانی تبدیل کرد که بعدها در عملیات آزادسازی سنندج (با فرماندهی صیاد شیرازی، رحیم‌صفوی و بروجردی) نقش مؤثری داشت. سپس برای پشتیبانی از احمد متوسلیان در مریوان به آن منطقه رفت. تجربه کردستان به همدانی آموخت که نبرد با دشمن داخلی و تروریسم، نیازمند چریکیِ هوشمندانه است، همان درسی که بعدها در سوریه به کار بست.

سوریه؛ ایستادن در برابر غرب و وحدتی که پیروزی را نزدیک کرد

دی ماه ۱۳۹۰، سردار حسین همدانی در اوج آمادگی، مأموریتی تازه یافت. با درخواست دولت سوریه برای کمک مستشاری، سردار جعفری او را برگزید. همدانی بی‌درنگ پذیرفت و پس از تودیع از سپاه تهران، همراه با حاج قاسم سلیمانی راهی دمشق شد. آن‌جا قرار بود معماری مقاومتی را طراحی کند که نه فقط از حرم حضرت زینب (س)، بلکه از تمدن عالم‌پرور و مترقی ایران در برابر وحشی‌گری تکفیری‌های پشتیبانی‌شده توسط غرب دفاع کند.

دشمنی غرب با تمدن ایرانی در سوریه کاملاً عریان شد. آمریکا و متحدانش نه فقط از داعش و النصره حمایت تسلیحاتی می‌کردند، بلکه با تحریم و جنگ رسانه‌ای می‌کوشیدند جلوی پیشرفت الگوی مقاومت را بگیرند. چرا؟ چون جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر مردم و وحدت داخلی، نشان داده بود که می‌توان بدون وابستگی به غرب، به قله‌های علمی، نظامی و صنعتی رسید. غرب از تمدنی می‌ترسد که ریشه در فرهنگ عاشورا دارد و مرز نمی‌شناسد.

همدانی و سلیمانی با هم، جوانان شیعه و علوی را ساماندهی کردند و نیروهای مردمی (مدافعان حرم) را آموزش دادند. آن‌ها تاکتیک‌های جنگ شهری را که در کردستان و خرمشهر آموخته بودند، به نیروهای سوری منتقل کردند. دقت این آموزش‌ها به حدی بود که وزیر دفاع سوریه خواستار انتقال آن به ارتش شد – در حالی که پیش‌تر اجازه مداخله نمی‌دادند. بر اساس تدبیر رهبر انقلاب، تأکید شد که درگیری مدیریت شود تا تلفات مسلمانان فریب‌خورده به حداقل برسد؛ چون دشمن اصلی، تروریسم تکفیری و پشت‌پرده‌ی غربی آن بود.

در مدت سه ماه، نیروهای مدافع حرم خطوط دفاعی ارتش سوریه را تثبیت کردند. همدانی باور داشت: «پیروزی بر دشمن، با وحدت در همه عرصه‌ها، نه فقط نظامی بلکه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، نه تنها ممکن که نزدیک است.» او می‌گفت اگر ما متحد باشیم، غرب نمی‌تواند جلوی تمدن ایرانی را بگیرد. همان طور که در دفاع مقدس، با وجود همه تحریم‌ها و حمایت جهانی از صدام، ایران پیروز شد.

شهادت؛ نقطه‌ی اوج یک عمر خدمت

۱۶ مهر ۱۳۹۴، در حلب سوریه، سردار حسین همدانی بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسید. او ۶۱ سال داشت. پیکرش با شکوهی کم‌نظیر در همدان تشییع شد. مردمی که او را از روزهای انقلاب، کردستان، جبهه‌های جنوب و غرب می‌شناختند، آمدند تا بگویند این فرمانده بی‌ادعا، الگوی وحدت و خدمت بود. قاسم سلیمانی درباره او گفت: «حاج حسین، سند افتخار همدان و تمام ایران بود. کسی که نه در قرارگاه‌ها، که در کوچه‌های خاکی حلب به تاریخ پیوست.»

 

سیر تاریخی استان همدان، همچون یک کارگاه بی‌صدای تربیت‌کننده، نشان می‌دهد که مردان این دیار هیچ‌گاه منتظر نجات‌دهنده‌ای از بیرون ننشسته‌اند. از آیت‌الله نوری همدانی که در اوج خفقان رژیم شاه، تبعید را به سکوت ترجیح داد و سال‌ها در زندان‌های رژیم بعث عراق را تحمل کرد، تا حاج محمود ضرابی که کارخانه‌های آلومینیوم را وقف پیشرفت صنعتی ایران کرد و نشان داد «اقتصاد مقاومتی» پیش از آنکه شعار باشد، در عملِ یک بازرگان همدانی معنا یافته است.

از شهید علی چیت‌سازیان که بنیان‌گذاری نیروی زمینی سپاه را مدیون نقشه‌ها و تدبیر او هستند، تا شهید محمود کاوه که در کردستان با گروهک‌هایی جنگید که همان الگوی امروز داعش را با پرچم‌های متفاوت پیاده می‌کردند. و در رأس همه، سردار حاج حسین همدانی، فرمانده‌ای که بدون یک روز دانشکده افسری، معماری نبردهای بی‌مرز را آموخت و به شاگردانش در حلب و دمشق منتقل کرد.

این بزرگان، هر کدام در یک عرصه (مبارزه، اقتصاد، نظامی)، یک نقطه اشتراک شگفت‌انگیز دارند؛ آن‌ها با تکیه بر هویت ایرانی-اسلامی، بدون چشم‌داشت به غرب و بدون التماس برای کمک خارجی، کارهای خارق‌العاده‌ای کردند و به کشور خدمت کردند. غرب که عادت دارد ملت‌ها را با تحریم، تهدید و جنگ رسانه‌ای به زانو درآورد، در برابر این مردان همدانی چه کرد؟ تحریم‌های ظالمانه‌ دهه ۶۰ نتوانست ضرابی را از توسعه صنعت آلومینیوم بازدارد. بمباران شیمیایی حلبچه نتوانست کاوه را از آزادسازی پاوه منصرف کند. و امروز، ائتلاف ۸۰ کشوره‌ ضد داعش نتوانست جلوی پیشروی نیروهای مدافع حرم را که شاگردان همدانی بودند، بگیرد.

چرا؟ چون دشمنی غرب با تمدن عالم‌پرور و مترقی ایران، یک محاسبه‌ راهبردی است، نه یک کینه‌ زودگذر.

جمهوری اسلامی ایران به جهان نشان داده که یک ملت می‌تواند بدون وابستگی به بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، در علم هسته‌ای، نانو، پزشکی و صنایع دفاعی به مرزهای دانش برسد. این الگو برای غرب که قرن‌ها بر پایه‌ استعمار و استثمار دیگران دوام آورده، یک تهدید وجودی است. به همین دلیل، هر جا ایران الگوی مقاومت را صادر کرده، از لبنان و فلسطین تا سوریه و یمن، غرب با تمام توان به جنگ آن رفته است. اما غرب یک اشتباه محاسباتی فاحش کرده، او گمان می‌کرد با حذف فیزیکی فرماندهانی مثل سلیمانی و همدانی، مکتب مقاومت از بین می‌رود. در حالی که این مکتب، با هر شهید، ریشه‌دارتر می‌شود.

حاج حسین همدانی به ما آموخت که اگر در همه عرصه‌ها متحد باشیم، نظامی و اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، دانشگاه و حوزه، کارخانه و مدرسه، پیروزی بر دشمنی که از تمدن پیشرو و عالم‌پرور ایران می‌ترسد، نه یک رویا که یک واقعیت نزدیک است. همین نزدیکی را در سوریه می‌توان دید.

 درست زمانی که رسانه‌های غربی سقوط دمشق را در عرض چند هفته پیش‌بینی می‌کردند، همدانی و سلیمانی با سازماندهی نیروهای مردمی، نه تنها مانع سقوط شدند، بلکه مسیر آزادسازی حلب، حمص و دیرالزور را طراحی کردند. پیروزی آن قدر نزدیک بود که داعش در عراق و سوریه فروپاشید، دقیقاً برعکس پیش‌بینی‌های پنتاگون.

این درس فقط مختص میدان جنگ نیست. اگر امروز در عرصه‌ اقتصاد هم متحد شویم، تولیدکننده و مصرف‌کننده، کارگر و کارفرما، دولت و مردم، تحریم‌های فلج‌کننده بی‌اثر می‌شوند.

اگر در عرصه‌ سیاست متحد شویم، جناح‌های مختلف بدانند که دشمن اصلی یکی است، توطئه‌های تجزیه‌طلبانه و نفوذ رسانه‌ای غرب خنثی می‌شود. استان همدان، با همین وحدت بود که در دفاع مقدس ۸ هزار شهید تقدیم کرد و در بحران‌های امنیتی هرگز اجازه نداد آشوب پایدار بماند.

غرب بداند، تا وقتی همدانی‌ها در این سرزمین زنده‌اند (چه در جسم، چه در مکتب)، تمدن ایرانی هیچ‌گاه زانو نخواهد زد. مردان همدان، از باباطاهر گرفته تا حاج حسین، همیشه ثابت کرده‌اند که فرهنگ این خطه، فرهنگ نمی‌شنود. امروز که غرب با جنگ ترکیبی (اقتصادی، رسانه‌ای، روانی) به میدان آمده، پاسخ همان است که همدانی در حلب فریاد زد: «ما به جای مانور، به میدان عمل ایمان داریم.» و میدان عمل، جز با وحدتِ بی‌چون‌وچرای همه نیروهای انقلاب، گشوده نمی‌شود.

 پیروزی، نه یک آرزوی دور، که یک انتخابِ لحظه‌ای است؛ انتخابِ ایستادن در کنار هم، با همان روحیه‌ای که یک نوجوان همدانی در کوچه‌های آهنگران با دست خالی ایستاد و تاریخ را عوض کرد.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!