روایت حاج قاسم از زبان همسران شهدای مدافع حرم استان همدان؛

فرمانده ای که به سربازانش پیوست و مسیر ظهور را هموارتر کرد/برخورد حاج قاسم با مسول کشوری به خاطر فرزند شهید

آخرین ویرایش در:
فرمانده کهنه کار نیروی قدس امروز در روزهایی تداعی‌گر غربت «کربلای۴» و حماسه «کربلای ۵» نه تنها دیگر از تشییع رفقای قدیمی غمگین نیست که تنهایی عمیقش هم پایان یافته و دوستان شهیدش او را در آغوش‌ گرفته‌اند.

به گزارش عصر همدان، سردار شهید حاج قاسم سلیمانی مبارز رزمی خاورمیانه که نامش لرزه به دشمن می انداخت خیلی زود به سربازانش پیوست و حالا در آستانه اولین سالگرد شهادتش با همسران سربازانش به گفت و گو پرداختیم از دیدارهایشان با او در قدردانی و محبت به فرزندان شهدا بشنویم.

و حالا امروز «حاج قاسم» در روزهایی تداعی‌گر غربت «کربلای۴» و حماسه «کربلای ۵» نه تنها دیگر از تشییع رفقای قدیمی غمگین نیست که تنهایی عمیقش هم پایان یافته و دوستان شهیدش او را در آغوش‌ گرفته‌اند.

شهرزاد صفری، همسر شهید مدافع حرم مجید صانعی در گفتگو با خبرنگار ما گفت: حاج قاسم نماد ایثار و فداکاری برای همه مردم ایران بود و بسیار شخصیت فتاده ای داشتند که در مخیله کسی نمی گنجد چرا که وقتی دیدار با ایشان داشتیم و در جمع منتظر او بودیم که بیاید منتظر شخصیتی بودیم مثل همه مسئولین که کسی بیاید سلام علیک کند و برود.

زمان نهار وقتی وارد شدند من بلافاصله ایشان را دیدم و قتی خاستیم بلند شویم دستشان را بحهالت اینکه بنشین و اجازه ندادن کسی زیر پایشان بلند شود.

وقتی نشستن حدود ۳ تا ۴ قاشق غذا خوردند و کنار بنده نشسته بودند که گفتند عروس خانم چه خبر ؟ بعد از آن با خانم شهید فانوسی صحبت کردند و التماس دعا از ایشان داشتیم .

برای دیدار رهبری به تهران رفتیم که قبل از اینکه برای دیدار برویم سردار سلیمانی با خانواده شهدا دیدار کردند و کار زیبایی که از ایشان دیدم صندلی های جلو جای مسئولین بود و یکی دو تا از آنها دیر آمدند و سردار صحبت می کردند که یکی از افراد بچه های شهدا را از روی صندلی ها بلند کرد که بلنند شوید جای مسئولین است و ایشان با صدای بلند اعتراض کردند اینجا مال فرزندان شهداست و ماز صدقه سر آنها اینجاییم و فر بسار شرمنده شدند .

شهید مدافع حرم مجید صانعی موفق درسال ۱۳۵۸ در همدان متولد شد. از جمله افراد مخلصی بود که تمام زندگی خود را وقف اسلام و انقلاب و تربیت سرباز برای ولایت و حضرت صاحب زمان(عج) کرده بود. وی رئیس کمیته بازرسی هیئت ورزش های رزمی استان همدان؛ بنیانگذار و نماینده رسمی سبک نینجوتسو در استان همدان بودند. درنهایت، ۲۷مهر سال ۹۴ در دفاع از حرم آل الله در سوریه به درجه عظیم شهادت نائل گردید.

همسر شهید الوانی، شهید مدافع حرم همدانی در گفتگو با خبرنگار ما گفت: در دیداری که سردار سلیمانی به خانواده شهدای مدافع حرم همدان داشت شادی و شعف در بین خانواده ها موج می زد و همه مشتاق دیدن این مرد جهادی بودند.

وی افزود: زمانی که با ایشان روبرو شدیم شخصیتی بسیار متواضع و نورانی بودند و مایه دلگرمی بود ایشان با آن همه مشغله کاری که داشتند به حدی ارزش قایل بودند که از خانواده شهدا دیدن کردند.

بانوی همدانی گفت: خیلی با محبت با خانواده های شهدا و فرزندان آنها برخورد می کردند و هم به صورت تکی و دسته جمعی با همه عکس گرفتند و در واقع پدر بزرگی برای همه ما بودند که با رفتنشان داغ خانواده های شهدا باز تازه شد و زخم ما کنده شد و پدر همه خانواده های شهدای مدافع حرم را از دست دادیم و خود فرمانده به شاگردانش رسید.

وی ادامه داد: ایشان محبت معنوی داشتند و هر کسی با یکبار دیدن او از نزدیک شیفته جوانمردی و بی آلایشی این مرد بزرگ می شدند وداغ بزرگی برای ملت ایران بود.

همسر شهید مدافع حرم گفت: شهادت سردار سلیمانی در واقع مسیر ظهور را برای همه هموارتر کرد تا ان شالله با همه سربازانش باز خواهد گشت و دل همه خانواده ها را شاد خواهد کرد با فرج امام زمان (عج).

سرهنگ دوم پاسدار شهــیدمحمـدرضــا زارع الـوانـی متولد۶۱/۱/۲بود.ایشان فرمانده گردان نیروی مخصوص تیپ ویژه صابرین بود.

شهیــد محمدرضا زارع الوانی در تاریخ۹۵/۷/۷ در عملیات مستشاری و در حفظ و حراست از حرم حضرت زینب(س) و کمک و تقویت جبهه مقاومت اسلامی در سوریه به‌ دست تروریست‌های تکفیری داعشی به شهادت رسید.

شهید زارع الوانی بسیار گمنام است، از روز اول دنبال منافع شخصی نبود و کارهای ویژه و مهمی که در راه خدمت به جمهوری اسلامی انجام داده بر همگان پوشیده است.

همسر شهید مدافع حرم محسن فانوسی در گفتگو با خبرنگار ما گفت: در دیداری که با حاج قاسم داشتیم در برخورد اول خیلی ساده و با اخلاص بود و برای خانواده های شهدا با اخلاص رفتار می کردند.

وی افزود: در ارتباط با فرزندان شهدا بسیار مهربان بودند و حتی یک انگشتر هدیه به پسرم محمد دادند و نگاهش به همسران شهدا قابل توجه بود و همیشه می گفتند بعد از شهدا اسلحه دست شماست و تربیت فرزندان بیش از هر چیز اهمیت دارد.

همسر شهید مدافع حرم ادامه داد: لفظ هایی که حاج قاسم به کار می برد اعتمادقلبی به ما می داد و هر بار اخلاص عملش باعث شده بود که به دل خانواده شهدا بنشیند.

وی افزود: زمانی که خبر شهادت حاج قاسم را شنیدیم گویا برای یک بار دیگر عزیزمان را از دست داده بودیم چرا که ایشان یک پناه محکم برای خانواده های شهدا بود.

درسال۱۳۵۹درهمدان به دنیا آمد. از نیروهای تخریبچی گروه ۴۳ مهندسی رزمی وپدافندغیرعامل امام علی (ع) ملایر بود.

شهید تخریبچی بودن در تاریخ ۹ آبان ۹۴ در روستاهای اطراف حلب درحین خنثی سازی تله انفجاری بودن که با قناصه تک تیرانداز به شهادت می رسند.

همسر شهید مدافع حرم مجتبی کرمی در گفت و گو با خبرنگار ما گفت؛ حاج قاسم در برابر بچه ها و خانواده های شهدا احساس مسولیت می کرد و همیشه برای ما از شجاعت همسرانمان می گفت، به صبر و بردباری تشویق مان می کرد و عجیب حرف هایش به دل همه می نشست.

وی افزود: یکسال قبل از شهادت ایشان دیداری در سپاه انصار همدان با او داشتیم و صلابت و آرامش او برای همه خودنمایی می کرد همان چند لحظه دیدار کافی بود تا شیفته و جزو شاگردانش باشی، تعجب آور بود سرداری که خواب را از داعش گرفته بود تا این حد ساده و بی آلایش سخن بگوید.

همسر مدافع حرم گفت: حاج قاسم در دیدار ریحانه دخترم را صدا زد و ریحانه بلافاصله رفت و کلی با هم شوخی کردند ، رفاقت و توجه سردار به بچه ها بیشتر از بزرگترها بود و پشت محکمی برای خانواده های شهدا و فرزندانشان بود، طوری که وقتی خبر شهادتش را شنیدیم گویا یک بار دیگر عزیزمان را از دست دادیم.

مجتبی کرمی شهید مدافع حرم، بیستم آذر ماه ۱۳۶۵در روستای کهنوش از توابع شهرستان تویسرکان استان همدان متولد شد.

در نهایت در مهر ماه ۱۳۹۴ به امر ولی امر مسلمین جهان لباس رزم می پوشد و برای دفاع از حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) و مردم ستم دیده و مظلوم سوریه عازم جبهه های نبرد می شود و پس از ۱۲ روز حضور در جبهه های مقاومت درتاریخ ۲۵ مهر ماه ۹۴ برابر با سوم محرم الحرام ۱۴۳۷ هجری قمری در عملیات آزاد سازی حومه حلب، توسط تک تیر اندازان تروریستی داعش بر اثر اصابت گلوله غناصه به سرش به فیض عظمای شهادت نائل می شود.

به گزارش عصر همدان؛ سردار مردی آرام و بسیار شجاع بود و باوجود این که تلاشی برای نشان دادن موقعیت برتر خود بر دیگران نمی کرد اما ارشد بودن او کاملا مشخص بود.

۲۰ دقیقه ملاقات با او کافی بود تا تمام عمر فراموشش نکنیم و او قهرمان ایران و قهرمان سوریه بود که توانست نیروهای بزرگی را در سوریه و عراق منسجم کند و بدون دریافت کمک های مالی قابل توجه و با استفاده از منابع محلی نیروی بزرگی را تشکیل داد که استخوان بندی تروریست ها را درهم شکست و واشنگتن این را نمی توانست تحمل کند.

انتهای پیام/ آ

آخرین مطالب