بیانیه اهالی فرهنگ و هنر و مطالبات اهالی فرهنگ بهار درمورد وضعیت هنرمندان و معیشت آنها

چرا مسئولین مربوطه و پشت میزنشینان امور فرهنگی در زمانی که برنامه های خاص خود را دارند از هنرمند استفاده می کنند و بر رونق محافل خاص خود می افزایند و چون پای نیاز هنرمند به وسط می آید هیچ کس طرفدار هنرمند نیست؟

به گزارش عصر همدان، برخی از اهالی فرهنگ و ادب شهرستان بهار در پی فقدان شاعر دو زبانه این دیار، استاد غلامرضا لهاری اقدام به انتشار بیانیه ای کرده اند و خواستار توجه بیشتر مسئولین به وضعیت معیشت هنرمندان شده اند.
در این بیانیه آمده است:
در دو ماه گذشته دو تن از مشاهیر چهره های علمی و ادبی شهر بهار روی در نقاب خاک کشیدند و از دار فنا به به دیار باقی شتافتند. دکتر یوسف فضایی و استاد غلامرضا بهاری. یکی دین پژوه، فرقه شناس و عرفان شناس نامی با انبوهی کتب پژوهشی و تقریبا درنوع خود مرجع و دیگری شاعری نامدار و زحمت کش با سابقه ای چهل ساله در حوزه شعر ترکی، فارسی، پژوهش های ادبی، گردآوری ها و تالیفات منتشر نشده.

پس از فوت این دو، هر دو آنها را با شتاب زدگی پس از درگذشتشان بنا به درخواست بستگان و وراث در مکانی مخصوص دفن کردند و همه چیز تمام شد.

حالا می ماند پاسخ به این سوال ها که؛ سهم بهار و آینده گان ازین چهره های نامدار فرهنگی چیست؟

دانشمند و هنرمندی که پس از پنج شش دهه فعالیت های علمی و ادبی حتی در دوران حیات خود نیز ناشناخته و کم ارج مانده پس از مرگ چگونه می تواند الگو و نمونه ی نسل های متعدد جامعه واقع شود؟

جامعه ای که در دوران حیات هنرمند توجهی به وجود مفاخر خویش نداشته آیا پس از مرگ واقعا امانت دار خوبی برای تولیدات فرهنگی و علمی فرزندان خود خواهد بود؟

براستی چرا اینگونه است و چرا علم و هنر و فرهنگ کم ترین ارج و قرب را دارد؟

هنرمندان و دانشمندان این دیار سالها چراغ دار راه تاریک، پرپیچ و خم فرهنگ و هنر و راهگشای نسل های متعددی ازین سامان بوده اند و ده ها سال بی مزد و منت فعالیت کردند. جامعه، مسئولین و صاحب منصبان در قبال این افراد چه وظایفی برعهده دارند؟

چرا مسئولین مربوطه و پشت میزنشینان امور فرهنگی در زمانی که برنامه های خاص خود را دارند از هنرمند استفاده می کنند و بر رونق محافل خاص خود می افزایند و چون پای نیاز هنرمند به وسط می آید هیچ کس طرفدار هنرمند نیست؟

در این که در این سرزمین اهل فضل و فرهنگ و هنر همیشه کلاهش پس معرکه بوده و مدار چرخ بر میل خواسته های ایشان نچرخیده و فلک زمام مراد و بخت و اقبال را به دست نادان سپرده و فلاکت و ادبار را نصیب هنرمندان کرده شکی نیست. ولی تا کی این سیبل و سیکل معیوب در این اقلیم حضور و وجود خواهد داشت و تا کی این شیوه ی نا مرضیه در میان مردم جریان خواهد داشت؟

شهری مثل بهار چقدر پتانسیل و توانایی در پروراندن مفاخری چون غلامرضا بهاری و دانشمندانی چون دکتر فضایی دارد؟

( البته باز در این میان دست مریزاد به فعالان فرهنگی و هنری شهر که بدون پشتوانه و با دست خالی میدان را خالی نکرده اند و در دوران حیات هنرمندان و نوابغ علمی و هنری کوشش هایی در تجلیل و بزرگداشت و معرفی این افراد داشته اند )

سالهاست لزوم تفکیک و معرفی قسمتی از آرامستان بهار ویژه مفاخر فرهنگی و هنری را به مسئولین و متولیان امور گوشزد کرده ایم.

ولی همچنان راه و روش مسئولین بی توجهی و رفتار خانواده ها کاملا سنتی ست. قصه اینست که یک چهره یا یک هنرمند و عالم و دانشمند متعلق به یک خانواده و طایفه با یک نسل نیستند.

آنها عصاره فضائل ادبی، هنری، علمی و فرهنگی زادگاه خویش اند. پس می باید مسئولین مربوطه درصورت بروز اتفاقات اینچنین وارد عمل شوند و تمهیدات لازم را برای تبیین جایگاه واقعی این افراد مهیا کنند.

حتی اگر وراث و اولیای ایشان تمایلی نداشته باشند باید نظر ایشان را جلب و افکارایشان را در این مورد روشن کنند و با توجیه مسئله که خواست خانواده اش بوده و ما کاری نمی توانستیم و … از زیر بار مسئولیت به آسانی خارج نشوند.

تفکیک قطعه هنرمندان و مفاخر فرهنگی بهار امری لازم و ضروری ست که باید هرچه سریعتر به انجام برسد تا لااقل هنرمندان این سامان پس از دوران زندگی خود در جایی معین به امانت خاک سپرده شوند تا آینده فرهنگی این شهر همچنان بی در و پیکر نماند و شناسنامه هنری این شهر در محاق نسیان و فراموشی نیفتد.

جواد نوری

سیدمجتبی هادیی

سعید جلیلی هنرمند

مهدی طراوتی توانا

شهلا شهبازی

مهدی علی بلندی

مرجان عاکفی

سمانه رهنما

مرضیه فریدی مجیدی

مظفر غفاری

علی فضایلی مکرم

حبیب گلپور محبوب

گرشاسب طاهری

خسرو قربانی

مهدی نوروزی

انتهای پیام/ک

آخرین مطالب