بیشترین بازدیدها

یادداشت

دلایل احتمالی از سر گیری مناقشه بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان

اینکه چرا در این برهه از زمان مجددا درگیری در قره‌باغ شروع شده و ترکیه به صورت مستقیم وارد مناقشه شده از سؤالاتی است که در این تحلیل به آن پرداخته شده است.

به گزارش عصر همدان، مناقشه قره باغ موضوعی تاریخی است و طی سه دهه ای که از فروپاشی شوروی می‌گذرد؛ همواره این موضوع بین دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان به صورت یک زخم کهنه باقی مانده است.

در سنوات گذشته از ضعف دیپلماسی ایران سوء استفاده شده و به دفعات ایران را به حمایت از ارمنستان و جفای در حق جمهوری آذربایجان متهم کرده‌اند و در تعصبات ترکی دمیده‌اند و در این میان ترکیه سود لازم را برده است.

اما اینکه چرا در این برهه از زمان مجددا این درگیری شروع شده است و اینکه به چه دلیلی ترکیه به صورت مستقیم وارد مناقشه شده و هواپیمای جنگنده سوخوی ارمنستان را سرنگون کرده است جای بحث دارد.

واضح است که علیرغم ضعف دستگاه دیپلماسی ایران و بهره‌هایی که ترکیه و رژیم صهیونیستی از آن برده‌اند و هر یک اقدام به تحکیم روابط استراتژیک خود با جمهوری آذربایجان نموده‌اند ولیکن با این وجود ریشه های تاریخی، ملی، مذهبی بین مردم جمهوری آذربایجان با ایران به قدری مستحکم است که فعالیت‌های متعددی می طلبد تا به این پیوندها صدمه اساسی وارد شود.

از جمله عوامل امکان صدمه که قبلا هم از آن جواب گرفته‌اند همین دمیدن به شیپور جنگ با ارمنستان و اتهام زنی به جمهوری اسلامی به حمایت از ارمنستان است. از این مسیر رژیم صهیونیستی می تواند به ارتباطات خود با جمهوری آذربایجان دامن زده و در شمال شرق ایران فضای لازم را برای حضور خود گسترده‌تر کند.

اگر خوب به موضوع نگاه کنیم خواهیم دید که این موضوع می‌تواند در امتداد جدال آمریکا، رژیم صهیونیستی و ترکیه از یک سو، با روسیه و ایران در سمت دیگر باشد، با این تفاوت که صحنه رویارویی از سوریه به شمال ایران یعنی آذربایجان و ارمنستان کشیده شده است.

ترکیه با رهبری اردوغان به این فکر می کند، اکنون ترامپ برای رأی آوری نیاز به این دارد تا توجه افکار عمومی درون آمریکا را به بیرون از مرزها معطوف کرده و به جامعه آمریکا القا کند ،شرارت افروزان کماکان حاضر و ناظر هستند و تنها منجی ممکن نیز من ترامپ هستم و بایدن و دمکراتها توان و اراده لازم برای دفع این خطرات را ندارند، پس به این دلیل احتمال رأی آوری خود را افزایش خواهد داد.

اما اردوغان تصور می کند برنده نهایی او می تواند باشد، چرا که اولاً رهبریت پان ترکیسم جهانی را به دست می‌آورد، فارغ از اینکه مردم جمهوری آذربایجان شیعه مذهب باشند یا نه، مهم ترک بودن آنهاست و او گستره نفوذ خود را از کشورهای عربی(جغرافیای تحت مدیریت امپراطوری عثمانی که اردوغان سعی داشت آنرا احیا کند) به سمت کشورهایی با جمعیت عموما ترک زبان متمایل می کند که این کشورها در گذشته بخشی از امپراطوری ایران بزرگ بوده‌اند و اکنون نیز پیوندهای تمدنی با ایران دارند.

موضوع دیگر اینکه تا این لحظه همواره یکی از نقاط افتراق غربیها و ترکیه مبحث قتل عام ارامنه توسط ترک‌ها بود که آمریکا هم اخیرا آن را محکوم کرده است و این محکومیت مورد اعتراض شدید ترکیه و اردوغان قرار گرفت.

اکنون در این موقعیت آمریکای تحت رهبری ترامپ، چاره ای نخواهد داشت تا اینکه از آذربایجان و ترکیه که هم پیمان رژیم‌صهیونیستی هم هستند حمایت کند، ولو اینکه در این میان ارامنه از امریکا رنجیده شوند پس حمایت یا سکوت آمریکا از حضور ترکیه در کنار آذربایجان می‌تواند یکی از اتهامات تاریخی ترکیه را به فراموشی بسپارد و این مبحث نیز به نفع ترکیه تمام خواهد شد.

ترکیه و آمریکا تصور می‌کنند بعد از راهیابی رژیم صهیونیستی به جنوب خلیج فارس، وقت آن رسیده تا با بهانه قوی تری رژیم منحوس صهیونیستی را در شمال ایران مستقر کنند و اکنون فرصت مناسبی دست داده تا میوه تغییرات در دولت‌های عراق و لبنان را بچینند. ترکیه با مدیریت اردوغان خیلی تمایل به این داشته که برای روسیه تحت رهبری پوتین عرض اندام نماید ولیکن در چند نوبت گذشته کم آورده و مجبور به عذرخواهی شده و یا در پشت ناتو پنهان شده است،در نتیجه تصور میکند فرصت لازم را برای این هدف نیز بدست آورده است.

ترکیه و آمریکا می‌دانند که با تغییرات دولت در ایران رویکرد دستگاه دیپلماسی ایران متحول خواهد شد و در نتیجه زمان حساس و مغتنمی است تا پیش‌دستی کنند و قبل از تحولات آتی مهره‌ها را به نفع خود چیدمان نمایند.

در مجموع بعد از چالش‌هایی که آمریکا، ترکیه ،عربستان و رژیم صهیونیستی طی چند سال گذشته با آن روبرو شدند و آرزوهای خود را بر باد رفته می دیدند، بعد از شهادت سردار سلیمانی این تصور برای آنها بوجود آمده است که می‌توانند در برابر جبهه مقاومت تحولات مورد نظر خود را مجدد پیگیری کرده و به جبهه عبری، عربی، غربی یک حلقه دیگر تحت عنوان ترکی اضافه کنند و شمال ایران که نقطه استراتژیک و محل اتصال جمهوری اسلامی ایران با هم پیمان استراتژیک خود یعنی روسیه است را با بهانه حمایت ایران از ارمنستان و تحریک گسل تمایلات پانترکیسم به محل مناقشه جدید و با محوریت آذربایجان و ترکیه تبدیل نمایند در نتیجه به آزمایش این موضوع دست یازیده‌اند.

در همین راستا نباید فراموش کنیم که بخش‌هایی از نیروهای داعش همچنان امکان فعالیت دارند و جبهه غربی، صهیونیستی این دغدغه را دارد که آنها را کجا بکارگیری نماید تا بیشترین کاربرد را داشته باشند. ضمن اینکه بخش عمده ای از داعش از چچن تغذیه می شد.

پس چه جایی بهتر از نقطه ای که هم مرزهای شمالی ایران را درگیر کند، هم به بهانه حمایت ایران از ارامنه تعصبات ترکها را تحریک کند و هم اینکه بهانه ای باشد برای رهبری بدون مناقشه اردوغان و نیز حد فاصل فیزیکی ای بین روسیه و ایران بوجود بیاورد.

این دست مسائل جزو برنامه های آمریکا،ترکیه،عربستان و رژیم صهیونیستی می‌تواند باشد برای آزمودن این منطقه بعنوان بدیلی به جای سوریه برای به چالش کشیدن جبهه مقاومت و تنها سازی ایران در این نقطه و در این میان جمهوری آذربایجان تنها یک ابزار و وسیله ایست که جغرافیا و بهانه لازم را به دست بازیگران اصلی داده است.

هوشنگ نادری

انتهای پیام/ن

آخرین مطالب