بیشترین بازدیدها

یادداشت

روایت ۴۰ ساله از جنگ تا جنگ؛

امدادی های غیبی و شهادت طلبی رزمندگان مانعی بر سر راه دشمن/مدیری که انقلابی عمل نکند به خون شهدا خیانت کرده است

علیرضا نوراللهی گفت: روزهای جنگ هر چند سخت، اما با وحدت و یک رنگی گذشت، اگر نبود آن امدادهای غیبی و در کنارش شهادت طلبی رزمندگان، چه ذلت ها بر ما تحمیل می شد و خوشبختانه ملتی که پرورش یافته مکتب حسینی باشد هرکز تن به ذلت نمی دهد و ما هم ندادیم.

به گزارش عصر همدان، از ۳۱ شهریور تا ششم مهرماه هر سال به نام هفته دفاع مقدس نامگذاری شده و امسال چهلمین سالروز حمله نظامی رژیم بعث عراق به ایران اسلامی است. پس از دوران طلایی هشت سال دفاع مقدس هر ساله چنین روزهایی را گرامی می داریم.اما آیا یک هفته برای چنان دفاعی عظیمی که برگرفته از امدادهای غیبی، شهادت طلبی ها و ایثارگری های رزمندگان و از خودگذاشتگی یک ملت بود کافی است؟ خیر! چرا که سال های سال است که این روزهای می آیند و می روند، اما هنوز که هنوز خاطرات آن روزها برای نسل های بعد از انقلاب جذابیت و تازگی خاصی دارد.

بر آن شدیم تا همچون سالیان گذشته به معرفی ایثارگرانی بپردازیم که در گذر زمان کمتر از آنان یاد می شده، اما هریک در جایگاه خود در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی خوش درخشیدند و ستارگان زمینی یک ملت هستند. ستارگانی که روزگاری هرچند با سن اندک و حتی با دستکاری شناسنامه برای اعزام به جبهه به هر شیوه ای متوسل شدند و رفتند و رفتند.

در این بین به سراغ رزمنده تویسرکانی در دوران دفاع مقدس می رویم که آن روزها ۱۲ سال بیشتر سن نداشت.او کسی نیست جزء «علیرضا نوراللهی» که امروز در مغازه ای کوچک استیجاری به فعالیت در حوزه عکاسی، فیلم برداری و مستندسازی مشغول است و به عنوان یکی از مستندسازان راهیان نور در شهرتان شناخته می شود. بخش اول این گفتگو با عنوان بهای قبولی در جبهه، مردود شدن در کلاس درس انتشار داده شده است.

کربلای ۴ و کربلایی شدن غواصان با دستانی بسته

از عملیات کربلای ۴ برایمان بگویید:

نوراللهی: در عملیات کربلای ۴ من به عنوان غواص در لشگر فارس با لشگرهایی دیگر از امام رضای مشهد و انصار همدان حضور داشتم و آن ماجراهای نهر خین.قرار شد عراقی ها را دور بزنیم و گردان های مختلف در منطقه ای از پیش تعیین شده بهم برسند، اما عملیات لو رفت و آن واقعه تلخ شکل گرفت، حادثه بارونکردنی به اسارت درآمدن تعدادی از غواصان، به اسارت درآمدن همان و بسته شدن دستانش همان و در اخر جنایات هولناک رژیم بعث عراق در  زنده زنده به شهادت رساندن آنان.غواصانی از جنس نور از زلالی آب به پاکی آسمان سفر کردند.

سربند یا زهرایی که خودی بودنم را تأیید کرد

آن روز از زمین و هوا آتش می بارید، آنانی که لب آب و خشکی بودند به اسارت درآمدند و یا به شهادن رسیدند، درون آب هم روزگار بهتری نبود، من نیز از ناحیه کتف مجروح شدم و مدتی بیهوش، توان حرکت نداشتم، تا صبح روز بعد که تعدادی از نیروهای خودی از مشهد بالای سرم آمدند به دلیل آن که به واسطه گل و لای صورتم سیاه شده بود، تصور کردند که عراقی هستم به سختی با انگشت سربلند یا زهرایی را که به دور گردن افتاده بود بالا آوردم و آنان متوجه شدند ایرانی هستم و مرا به بیمارستان انتقال دادند.

شنیدیم آر.پی.چی زن خوبی هم بودید؟

نوراللهی: خوب که نه اما در مقطعی آر.پی.چی زن هم بودم. در واقع پس از بهبودی از زخم های کربلای ۴ مجدد به لشگر فارس بازگشتم و این بار به عنوان آر.پی.چی زن در عملیات کربلای ۵ حضور یافتم در آن عملیات که با عملیات های تکمیلی اش در حدود ۷۰ روز به درازا کشید در روز هفدهم عملیات شیمیایی شدم و باز پایم به بیمارستان باز شد.آن عملیات را با پاتلاق هایش به خاطر دارم و به لقاء الله پیوستن تعدادی از همرزمان در آن پاتلاق.

روزی که عراق کشور متجاوز شناخته شد

تا پایان جنگ در لشگر فارس بودید؟

نوراللهی: نه. در سال ۶۷ ، ۶ ماهی در کنار همرزمان خود در لشگر انصار همدان مشق عشق می آموختم، همان روزها بود که قرار شد در یکی از عملیات ها از طریق ماوت عراق تحرکاتی انجام دهیم و شب عملیات در ۱۰۰ قدمی دشمن بودیم که گفتند ایران قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران پذیرفته شده و به دلیل آتش بس هر کشوری به مرزهای خود باز می گردد و این گونه دلیرمردان یک وجب از خاک کشورشان را به دشمن ندادند و عراق به عنوان کشاور متجاوز شناخته شد.

لباس رمزم بیرون نیاورده فهمیدیم رژیم بعث نقض پیمان کرده

چه شد که می گویند در عملیات مرصاد هم حضور یافتید؟

نوراللهی: پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ کم کم نیروها به عقب بازگشتند و پادگان ها عمدتاً خالی شد، گرچه دل بسیاری از رزمندگان ناآرام بود از اینکه درب شهادت بسته شده و آنان از همرزمان شهید خود جا مانده اند.

من نیز بازگشتم هنوز لباس رمزم را بیرون نیاورده گفتند که رژیم بعث عراق نقض پیمان کرده و از چندین جبهه مجدد به ایران اسلامی حمله ور شده و جبهه غرب را منافقین کوردل به سرکردگی مسعود رجوی به دست گرفته اند.

منافقین به کودکان و زنان رحم نکردند

از آنجا که پادگان ها خالی از رزمندگان شده بود، آنان در مسیر خود تا تنگه چارزبر در استان کرمانشاه شهرها و روستاها را یکی یکی پیش روی طی کردند و تعداد بسیاری از زنان و کودکان بی پناه را به شهادت رساندند.

گردان ۱۵۳ قاسم ابن الحسن تویسرکان؛ سدی از ملائکه آسمانی در برابر منافقین

من با گردان ۱۵۳ قاسم ابن الحسن تویسرکان در لشگر انصار بودیم، همان گردانی که مثل کوه همچون سدی استوار در تنگه چارزبر عملیات فروغ جاویدان منافقین سنگ دل را متوقف کرد و ما با عنوان عملیات مرصاد گورستانی برای منافقین ساخت، منافینی که بیش از ۱۷ هزار ترور انجام داده بودند و آن روز دست در دست دشمن می خواستند با کشتار بسیار سه روزه به تهران برسند.

به هر حال پس از طی راه  بسیار در شیارها و مسیرهای صعب العبور تشنه و گرسنه به تنگه رسیدیم و گفتند اگر منافقین از تنگه عبور کنند کار تمام می شود و خدا می داند که چه بر سر مردم مظلوم ایران بیاید، بدین ترتیب رزمندگان بر خود واجب دانستند که از جانشان بگذرند.

مرصاد، گورستان جاویدان فروغ جاویدان منافقین

و این گونه گردان تویسرکانی ها در قالب گردان ۱۵۳ قاسم ابن الحسن به عنوان نخستین گردان در برابر آن همه نیرو و تجهیزات منافقین ایستاد و با تقدیم ۳۷ شهید و به گفته شهید صیاد شیرازی همچون ملائکه آسمانی اجازه عبور از تنگه را به دشمنان ندادند و راه ارتباطی گروه های منافقین را بستند.

بدین ترتیب کم کم گردان های دیگر رزمنده هم رسیدند با درگیری که از صبح روز پنجم تا هر آن به درزا کشید با کمک هوانیروز خاتمه دادند و در عملیات مرصاد، گورستانی جاویدان برای فروغ به ظاهر جاویدان منافقین رقم زدند.

آنانی که آن روز به شهادت رسیدند بهترین های دوران جنگ تحمیلی بودند، گویا خدا می خواست در آن روزها بهترین ها و خاص ترین انسان ها را نزد خود ببرد.

به یاد دارم شهید احمد جمشیدی یکی از معلمان تویسرکانی در این عملیات بود که به درجه رفیع شهادت رسید در همان دوره اندک ۶ ماه که در کنارش بودم یک لحظه حتی با وجود سختی های بسیار جنگ لبخند از روی لبان او محو نمی شد، آرزوی شهادت داشت، مهربان و دستگیر همه.هرچند لاغراندام بود اما قوی و استوار و رشادت های او در عملیات مرصاد بر کسی پوشیده نیست.

امدادی های غیبی و شهادت طلبی رزمندگان مانعی بر سر راه دشمن

روزهای جنگ چگونه گذشت؟

نوراللهی: روزهای جنگ هر چند سخت، اما با وحدت و یک رنگی گذشت، اگر نبود آن امدادهای غیبی و در کنارش شهادت طلبی رزمندگان، چه ذلت ها بر ما تحمیل می شد و خوشبختانه ملتی که پرورش یافته مکتب حسینی باشد هرکز تن به ذلت نمی دهد و ما هم ندادیم.

رزمندگانی که پس از جنگ غوغای حسینی به راه انداختند

رزمندگان آن روزها، این روزها چه می کنند؟

نوراللهی: با توجه به شبیخون دشمن در جبهه های فرهنگی و اقتصادی و تأکید آنان برای از بین بردن حیا، عفاف و غیرت زنان و مردان این زمین برخی از رزمندگان در جبهه فرهنگی وارد کارزار شدند، برخی دیگر همچون سردار شهید سیلمانی برای دفاع از این مرز و بوم با هدف آن که دشمن دیگر جرأت دست درازی به خاک مان را نداشته باشد با تروریست های تفکیری همچون داعش پنچه در پنچه ایتسادگی کردند و در آخر در مسیر دفاع از حرم آل الله با شهادت خود غوغای حسینی در میان آژادگان جهان به پا کرد.

نظام به مدیران باسواد نیاز دارد نه آنانی که به فکر بزرگتر شدن سفره هایشان هستند

امروز باید همه مسئولان و مدیران بدانند که حق سهم خواهی نباید داشته باشند، چرا که همه اقشار ملت در دفاع مقدس نقش پررنگی داشتند. نظام به مدیران باسواد نیاز دارد نه آنانی که تنها به فکر تصاحب میز و صندلی ریاست هستند و بزرگتر شدن سفره هایشان با حقوق های نجومی هستند.

یادمان نرود که روزگاری در سنگرها و در کنار شهدا نان خشک و آب می خوردیم و به همان جیره یک روزه کمی نخود و کشمش قانع بودیم.

از قدیم گفته اند شکم را اگر رها کنیم از دریا و اقیانوس بزرگتر می شود و مدام دوست دارد ببلعد اما اگر کنترل شود از یک مشت گره کرده هم کوچکتر است.

مدیری که انقلابی عمل نکند به خون شهدا خیانت کرده است

امروز همه اقشار مردم، از کشاورز، کارگر، دانش آموز، دانشجو، پزشک، مدیر و مسئول گرفته باید با روحیه جهادی و انقلابی فعالیت کنند، بی تردید مشکلات اقتصادی کنونی ناشی از فاصله گرفتن برخی از ماها از همان مسیر شهدا است و اگر مدیری نمی تواند انقلابی باشد اما همچنان بر تصاحب میز خود اصرار دارد بداند که به خون شهدا خیانت کرده و به نوعی به دنبال کمرنگ کردن فرهنگ شهدا است.همه باید این روزها شهید سلیمانی، شهید همدانی، شهید تهرانی مقدم ها باشیم و در هر جایگاهی انقلابی رفتار و عمل کنیم.

باید بدانیم مردم ما مردمی انقلابی هستند، همانی هایی هستند که با تازگی فریاد برآوردند ما هم حاج قاسم هستیم.پس چنین ملتی، مدیران انقلابی می خواهد، به ویژه در حوزه آموزش و پرورش، چرا که وظیفه ترتیب نسلی را دارد که وارثان خون شهدا هستند.در این زمینه ها کوتاهی ها شده که نیازمند جبران است.

هنوز هستند بسیاری از خانواده های شهدا و ایثارگرانی که از سهمیه استفاده نکرده اند و نمی کنند.دختر من در مدرسه ای عادی درس می خواند و من نیز در این مغازه کوچک استیجاری با عکاسی و فیلم بردرای امرار معاش می کنم.

تقویت جبهه مقاومت حتی با مرگ بر آمریکا گفتن

و حرف آخرتان؟

نوراللهی: باید بدانیم که آن گونه که باید پس از دوران دفاع مقدس عمل نکردیم که اگر این گونه می بود، امروز نباید آل سعود و کشورهایی تازه تأسیس عربی به خود اجازه همکاری با رژیم غاصب و کودک کش صهیونیستی را می دادند.

باید هر آنچه در توان داریم برای تقویت ایمان راسخ خود و جامعه یمان به کار ببندیم و جبهه مقاومت را با هدف مقابله با دشمنان تقویت کنیم حتی با یک مرگ بر امریکا گفتن.

از اینکه چند ساعتی وقت با ارزش خود را در اختیار این مجموعه خبری قرار دادید سپاسگزاریم.

نوراللهی: من نیز به رسانه های انقلابی که زبان گویای مردمی هستند و به وظیفه خود عمل می کنند احترام می گذارم.

انتهای پیام/ز

آخرین مطالب