به بهانه سی و نهمین سالگرد شهادت دومین شهید محراب؛

سیره و خاطراتی کمتر شنیده شده از عالم مجاهد، آیت الله مدنی در همدان

آخرین ویرایش در:
سی و نهمین سالگرد شهادت عالم مجاهد و دومین شهید محراب آیت الله سید میر اسدالله مدنی(ره) امروز در همدان برگزار می شود. به بهانه ی این مراسم که با سخنرانی حجت الاسلام بی آزار تهرانی برگزار خواهد شد، زندگینامه کوتاهی از ایشان را بازگو کرده و خاطرات کمتر شنیده ای از ایشان را در سالهای حضور در همدان بازخوانی میکنیم.

تولد و تحصیلات

به گزارش عصر همدان، آیت‌الله مدنی در سال ۱۲۹۳ ه‍ . ش (۱۳۲۳ ه‍ . ق) در دهخوارقان آذر شهر دیده به جهان گشود. پدر ایشان، آقامیر‌علی در بازارچه آذرشهر، شغل بزازی داشت. شهید مدنی در چهار سالگی، مادر و در ۱۶ سالگی، پدر خود را از دست داد و دوران کودکی را با رنج و زحمت و سختی به پایان رساند. وی در عنفوان جوانی، به قصد کسب علم و کمال، به شهر مقدس قم عزیمت کرده، به رغم مشکلات فراوان شخصی ناشی از درگذشت پدر و همچنین استبداد عصر رضاخانی، با پشتکار وافر به تحصیل علوم دینی مشغول شد. او در حوزه علمیه قم، پس از گذراندن مراحل مقدماتی، از محضر اساتید بزرگ فقه و اصول و فلسفه بهره‌مند گردید. مدتی پای درس مرحوم آیت‌الله حجت‌کوه‌کمری (ره) و آیت‌الله سیدمحمدتقی خوانساری (ره) حاضر شد و مدت چهار سال نیز در محضر امام خمینی قدس سره حضور یافت و از دروس فلسفه و عرفان و اخلاق ایشان بهره‌مند گردید.

سید‌اسدالله، پس از مدتی به نجف‌اشرف هجرت کرده، در حوزه علمیه نجف اشرف، در کنار تکمیل تحصیلات عالی خویش، تدریس در سطوح مختلف را شروع کرده و به دستور مرحوم آیت‌الله حکیم (ره)، کرسی تدریس لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه را به عهده گرفت و در اندک زمان، جزو اساتید معروف حوزه علمیه نجف‌اشرف به شمار آمد.

همچنین ایشان، در نجف‌اشرف، در درس خارج مرحوم آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی (ره) و مرحوم آیت‌الله حکیم (ره) و مرحوم آیت‌الله (ره) خوئی (ره) شرکت کرده، و از مراجع بزرگی از جمله آیت‌الله حکیم در نجف و آیت‌الله حجت‌کوه‌کمری در قم، و آیت‌الله خوانساری اجازه اجتهاد دریافت کرد.

سفرهای تبلیغی شهید محراب آیت الله مدنی

آیت‌الله مدنی، در دوران اقامت در نجف‌اشرف، در ایام تعطیلی حوزه تابستانها، به‌طور مرتب به ایران سفر می‌کرد و در شهرهای مختلف به تبلیغ و روشنگری سرگرم می‌شد. مبارزه با مفاسد اجتماعی و مظاهر طاغوت، یکی از کارهای اصلی آن شهید بود که به هر دیار که سفر می‌کرد یا تبعید می‌شد، این مبارزه، سرلوحه فعالیتها و حرکتها و برنامه‌های وی قرار داشت.

  • ۱- سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۱ همدان

آیت‌الله مدنی، حرکت تبلیغی خود را از همدان و از روستای «دره مرادبیک» به‌عنوان تبلیغ و پیاده کردن برنامه‌های اصلاحی ـ آغاز کرد؛ چنان که خود فرموده است: «من دیدم باید همدان را حرکت بدهم از یک ده‌کار را شروع کردم تا مردم ببینند، بعد گرایش پیدا کنند وی دستور داد کسی حق ندارد بدون حجاب اسلامی وارد بشود. همچنین فروختن و خوردن مشروبات را ممنوع کرد و در دره مرادبیک، یک ده نمونه شد»

  • ۲- سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴؛ خرم‌آباد
  • ۳- سال ۱۳۵۴؛ نورآباد ممسنی
  • ۴- سال ۱۳۵۶؛ گنبد کاووس
  • ۵- سال ۱۳۵۷؛ بندرکنگان
  • ۶- تابستان ۱۳۵۷، مهاباد
  • ۷- پاییز سال ۱۳۵۷؛ تبریز
  • ۸- زمستان ۱۳۵۷، بازگشت به همدان
  • ۹- در آبان سال ۱۳۵۸ حضرت امام خمینی ایشان را به عنوان امام جمعه تبریز منصوب کرد. و درتاریخ ۲۰/۶/۱۳۶۰ به دست منافقین کور دل به فیض شهادت نائل آمد

زمستان ۱۳۵۷، بازگشت به همدان

آیت‌الله مدنی در ۱/۱۰/۵۷ در میان استقبال باشکوه مردم وارد همدان می‌شود. معظم‌له با دعوت روحانیون و مردم همدان برای جانشینی مرحوم آخوند ملاعلی معصومی همدانی و به منظور رهبری مبارزات مردم همدان و منسجم کردن فعالیت روحانیون متعهد، به این منطقه عزیمت می‌کند. آیت‌الله مدنی از بدو ورود به همدان، هدایت مبارزات مردمی را به عهده گرفته، هدایت و جهت‌دهی به مبارزات مردم همدان به حدی بوده که وقتی در جریان ۲۲ بهمن، لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه برای سرکوب مردم به سمت تهران حرکت می‌کرد، به دستور ایشان، مردم همدان برای سد کردن حرکت تانکها، با دست خالی و کفن‌پوشان به مقابله با تانکها برخاستند و خود آیت‌الله نیز در جلوی همه تظاهرکنندگان به راه می‌افتد که موفق می‌شوند با دادن تعداد کمی شهید و مجروح، تانکها را از حرکت بازدارند.

برخی از خدمات شهید محراب آیت الله مدنی

شهید مدنی رضوان الله تعالی علیه، هر جا که قدم می‌گذاشتند. آثاری از قبیل مدرسه، مسجد، درمانگاه و صندوق قرض‌الحسنه و… از خود به یادگار می‌گذاشتند. چون خود را وقف جامعه نموده بودند و از هیچ خدمتی دریغ نداشتند.

در همدان، خرم‌آباد، تبریز و حتی در اماکن تبعیدشان (همدان، نورآباد ممسنی، گنبد کاووس، بندرکنگان و مهاباد) و با محل‌هایی که به طور موقت مانند اطراف قزوین رفته بودند آثاری از خود باقی گذارده‌اند. که بخش کوچکی از این خدمت به شرح ذیل می‌باشد:

  • ۱- ساخت مهدیه همدان؛
  • ۲- تأسیس صندوق قرض‌الحسنه همدان (که شاید بتوان گفت اولین صندوق وام بدون بهره بود که در ایران تأسیس شد)
  • ۳- تأسیس درمانگاه مهدیه همدان؛
  • ۴- تاسیس دارالایتام مهدیه همدان
  • ۵- ساختن مسجد، حسینیه و حمام در دره مرادبیک همدان؛
  • ۶- تأسیس مدرسه و کتابخانه و صندوق قرض‌الحسنه در دره مرادبیک همدان؛
  • ۷- تأسیس صندوق قرض‌الحسنه قصر شیرین؛
  • ۸- مدیریت بر حوزه علمیه کمالیه خرم‌آباد لرستان؛
  • ۹- ساخت بیش از ۱۸ واحد مسکن در یکی از روستاهای بوئین‌زهرا با هزینه اهالی همدان؛
  • ۱۰-جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای زلزله زدگان.

اگر به همدان بیایم زندان را روی سرش خراب می‌کنم!

اوایل انقلاب منافقین خیابان بوعلی همدان را گرفته بودند و شهید مدنی در تبریز بود. آقای فاضلیان هم امام جمعه بود. در مسجد ملاجلیل بودیم که عده‌ای آمدند و اعتراض کردند که حزب‌اللهی‌ها را گرفته‌اند، چه‌کار کنیم؟ دادستان صفی خانی بود و گوش به حرف آقای فاضلیان نداد.

به آقای مدنی اطلاع دادند. ایشان از تبریز فرمودند: «من مدنی هستم. به دادستان بگویید من اگر به همدان بیایم، زندان را روی سرش خراب می‌کنم. این‌ها باید تا ساعت ۱۲ شب آزاد شوند.» با نفوذی که آقای مدنی داشت، دادستان وحشت کرد و زندانی‌ها را آزاد کرد. این‌ها حزب‌اللهی‌هایی بودند که با منافقین درگیر شده بودند، به جای اینکه منافقین را دستگیر کنند، این‌ها را دستگیر کرده بودند. این نشانه قاطعیت و شجاعت شهید مدنی در برابر دشمنان بود. (به نقل از شهید محمود شهبازی)

 

آخرین مطالب