گزارش میدانی از حس و حال روزی که بنیانگذار انقلاب رفت؛

اهالی اسدآباد از حس و حال روزی که بنیانگذار انقلاب رفت می گویند

امروز که ۳۱ سال از رحلت جانسوز و جانگداز بنیانگذار انقلاب می گذرد، برخی از شهروندان اسدآباد از حس و حال آن روز که امام از بین ما رفت، می‌گویند.

به گزارش عصر همدان؛ انگار همین دیروز بود که مردی از جنس امید آمد و دست‌یاری رساند تا به خودمان بیاییم و ایرانی داشته باشیم به دور از طاقوت و ظلم و ستم…

 همین دیروز بود…

دیروزها چقدر نزدیک‌اند. دیروزها که خوب باشند زیبا ساخته شوند، امروزهایی می‌سازند به وسعت ایرانی که به انقلابی بودنش می‌نازد.

 انگار همین دیروز بود که از اخبار پخش شد امام‌خمینی به ایزد منان پیوست و امروز ۱۴ خرداد سالروز سالگرد همان امامی است که نور و امیدش را به این سرزمین تزریق کرد. 

در چهارده خرداد سال ۶۸ امام خمینی دار فانی را وداع گفتند و به دعوت حق لبیک. 

در این روز تمام ایران لباس سیاه به تن پوشید و در فقدان این مرد بزرگ عزا دار شد. ۱۴ خرداد برای ما ایرانیان یادآور مردی است که برای‌مان انقلاب آورد و در سایه لطف و مهربانی‌اش توانستیم به آرامشی برسیم به پهنای همین امروزها.

و اما امروز که ۳۱ سال از رحلت جانسوز و جانگداز بنیانگذار انقلاب می گذرد، یاد و خاطره تعدادی از شهروندان که در روز رحلت امام ره چه حس و حالی داشتند را جویا شدیم.

یوسف ترکمانی که این روزها مشغول خدمت در آموزش وپرورش اسدآباد است، می گوید: ۱۹ساله بودم که امام ره از پیش ما رفت.

او گفت: چند روز قبل از رحلت‌شان در بیمارستان بستری بودند، ملت ایران نگران و دست به دعا بودند و شب ۱۴ خرداد اعلام شد که حال امام(ره) وخیم است برای شفایش دعاکنید.

این فرد فرهنگی ادامه داد: صبح که از خواب بیدار شدم با نگرانی رادیو را باز کردم در حال پخش نوای قرآن بود، اخبار ساعت ۸ صبح ناگهان خبر دردناک و باور نکردنی رحلت امام(ره) را با صدای محزون و پر سوزگداز آقای حیاتی اعلام کرد.

او با چشمانی اشکی از آن روز گفت و  ادامه داد:  خبر دردناک و غم باری بود، بدنم سست شد و بی اختیار بغض گلویم ترکید و آنجا بود که مراسمات خودجوش مردمی در شهر و روستاها برگزار شد.

ترکمانی افزود: خیلی ازعاشقان و مشتاقان امام از شهرستان خودشان را به مراسم دیدار با پیکر مطهرامام (ره)در مصلی تهران و تشییع جنازه باشکوه امام رسانند.

خانم سکینه مرادی یکی از طلبه های حوزه علمیه هم گفت: 

اکثر ما در موقع رحلت امام بچه های ۷،۸ ساله بودیم، من همیشه امام ره را از تلویزیون در جماران می‌دیدم.

او گفت: امام را خیلی دوست داشتم و همیشه به آن بچه هایی که توی دیدارها اونها را بلند می کردند که امام روی سرشون دست بکشد غبطه می خوردم و دوست داشتم اونجا می بودم.

مرادی ادامه داد: یادم است وقتی گفتند که امام از دنیا رفته  برای ما خیلی سخت بود و همه غمگین و ناراحت بودند،هم اکنون هم آن صحنه ها را می بینم همان غم روی دلم میشیند،

 

انتهای پیام/ن

آخرین مطالب