بیشترین بازدیدها

یادداشت

غصه قصه عاشورا قلب ها را می سوزاند؛

پرده ای از ۴۰ سال تعزیه خوانی ظهر عاشورا در تویسرکان/خیمه های آتش گرفته آغاز به نیزه شدن سرها شد

آخرین پرده تعزیه ظهر عاشورا می شود به آتش کشیده شده خیمه ها و این هم می شود سرآغاز بر نیزه شدن سرهای مطهر و اسارت خاندان نبوت و گوشواره های خونین. آسمان سرخگون شده و گریه ها بالا می گیرد و عزاداران همنوا دعا می کنند تا برسد آن منتقم خون خدا.

به گزارش خبرنگار عصرهمدان؛ تعزیه خوانی آئینی سنتی و مذهبی در کشورمان است که ثبت ملی شده و به طور عمده همزمان با محرم و صفر و ویژه تر در دهه نخست محرم توسط دو گروه موافق خوان ـ امام حسین (ع) ـ و مخالف خوان ـ یزیدیان ـ اجرا می شود.

در شهرستان تویسرکان نیز تعزیه، این آئین عاشورایی در سه شهر؛ فرسفج، تویسرکان و سرکان توسط گروه های متفاوتی اجرا می شود.در شهر تویسرکان این مراسم در حدود ۴۰ سال است که در محله زرهان و در محوطه امامزاده اسماعیل(ع) توسط ۳۰ نفر در روزهای منتهی به عاشورا برگزار می شود و اما اصل تعزیه خوانی هر ساله در این مکان، بازخوانی واقعه ظهر عاشورای ۶۱ است که درست در ظهر عاشورا برگزار می شود.

تعزیه خوانان که از روزها قبل با متن نمایش تمرین های مکرری داشته اند با اجرای زنده و انجام حرکات نمایشی به روش خود، پیام عاشورا را به مخاطبان انتقال می دهند.آنان خوب می دانند که غصه قصه عاشورا قلب ها را می سوزاند.

تعزیه خوانان لباس خاص عربی را بر تن می پوشند و در نقش گروه حق و باطل به مقابله باهم برای عزادارانی که دورشان جمع شده اند و حلقه زده اند معرکه دشت نینوا را بازگویی می کنند و می گویند از مصائبی که بر اهل بیت عصمت و طهارت(ع) گذشته؛ از قطع شدن دستان عباس(ع) کنار علقمه، تا برخورد تیر سه شعبه به گلوی حضرت علی اصغر(ع) و قطعه قطعه شدن تن علی اکبر(ع) و واقعه تلخ مقتل در جلوی چشمان خواهر و در آخر به آتش کشیده شدن خیمه ها، همه را یک به یک به نمایش می گذارند.

گاهی هم شده در هنگام خواندن مصائبی که بر اهل بیت(ع) گذشته، برخی مخاطبان در حمایت از امام حسین(ع) بر سر فردی که نقش شمر را بازی می کند فریاد می زنند و گریه ها بالا می گیرد.

و اما بخش جانسوز تعزیه شاید همان به آتش کشیده شدن خیمه ها باشد که آخرین نگرانی سالار شهیدان هم بود؛ مبادا به اهل حرم حمله شود و آن حرامیان حمله کردند و سوزاندند آنچه را نباید می سوزاندند.

به آتش کشیده شدن خیمه ها می شود سرآغاز حزن انگیز سرهای پاک و مطهری که بر روی نیزه ها می رود و آغاز اسارت خاندان نبوت.

تعزیه که به پایان می رسد، هنوز هستند افرادی که دور تا دور خیمه های به آتش کشیده نشسته و زانوی غم بغل کرده و مویه کنان حسین(ع) حسین(ع) می کنند، بر سر و صورت می زنند که؛ الا ای اهل عالم حسین کشته شد با لبانی تشنه، با بدنی قطعه قطعه شده از جفای یزیدیان و بر تنش اسب ها تازیدند.

و همه می بینند که آسمان سرخگون شده و زینب(س) کاخ یزید را می بیند و آن چوبی که بر لبان و دندان برادرش می خورد، دل زینب(س) در اضطراب محض کودکان و یتیمان برادران و دیگر خاندانش را از خیمه های آتش گرفته دور می کند تا به صحرا بروند و امان از آن خار مغیلانی که بر پایه های کوچک کودکان رفت و گوشواره ای خونین شده در دستان آن حرامی.

حالا دیگر گریه ها به اوج رسیده و تعزیه خوان اصلی دستانش را به آسمان بلند می کند و عزاداران هم همنوا با او می شوند و دعا می کنند تا برسد آن منتقم خون خدا.

انتهای پیام/ز

آخرین مطالب