یادداشت؛

میراث هاشمی یا میراث خمینی؛ با کدامیک می‌توان انتظار کارآمدی از نظام داشت؟

 

فلسفه بنیادی در ابلاغ و تبیین بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی از سوی مقام معظم رهبری، بازتعریف اصول، مبانی و ارزشهای انقلاب اسلامی است که میراث ماندگار حضرت روح الله بوده و شاه بیت آن بر مدار کارآمدی نظام اسلامی استوار است.

به گزارش عصر همدان، شاید بیان این مسئله تکراری باشد که قبل از قاجاریه و در گیرودار استبدادهای سیاه و سفید، ایران ما کارگزاران و مسئولان حاکم خطاکار کم نداشته است، اما از قاجاریه به این طرف ایران با طبقه ای نفوذی روبروگردید.

طبقات مستبد داخلی هرچه که بودند با تمام ستمکاریها و مظالمی که داشتند، خائن به دین، ملت و وطن نبودند.

آنها اگر متصف به صفات خادمی دین و ملت نبودند، لااقل آنقدر شرف و وجدان در درونشان نهادینه بود، که فرسنگها از خیانت به مردم خود فاصله بگیرند.

اگرچه قصد آن نیست که به خدمات گسترده دیوانسالاران ایرانی حتی در دورانهایی که بیگانگان براین کشور مسلط شده بودند بپردازیم، لیکن تنها به اشاره ای گذرا بسنده میشود که حضور اکثریت قریب به اتفاق این دیوانسالاری در کنار حکام مسلط برای کاستن از وحشیگیری ها و ظلم و ستمهای آنها بود که آخر الامر هم در اکثر مواقع آنان را در برابر عظمت تاریخ و تمدن این ملت به زانو در می‌آوردند، هرچند در اکثر مواقع خونشان در این راه ریخته میشد.

با این یادآوری مختصر نیت این تذکر بود که نفوذ در ساختارهای دیوانسلاری(بروکراتیک) یک نظام سیاسی تا چه مایه میتواند مخرب باشد که متأسفانه بعدازقاجاریه کشور ما با جریانهای مواجب بگیر روس و انگلیس مواجه شد که بعدها نیز روس و انگلیس جایگاه خود را به شوروی و آمریکا دادند و عملا” هر دو طیف نفوذ افرادی را در هر طبقه به ویژه در طبقات روشنفکری و نخبگی ایران به صورت فعال داشته اند.

با نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی ملاحظه می شود که این جریان نفوذی با وجود برخوردهایی که انقلاب اسلامی با سران آنها داشت ولیکن کاملا از بین نرفت و توانست توسط لایه های کمتر مطرح و شناخته شده به حیات نحس خود ادامه داده و در مقاطعی نقش های پر رنگی را نیز به عهده بگیرد.

حسب ارزشهای تعیین شده انقلاب اسلامی، با وجودی که مدعی هستیم، نفوذیها کاملا” از بین نرفته بودند، لیکن جرأت و جسارت لازم را برای بیان دیدگاهها ی خیانت بار خود به صورت آشکار نداشتند، تنها از دوران دولت کارگزاران به بعد بود که برابر سیاستهای اتخاذی آن دولت، الحاق و اتفاقی بین سران دولت های کارگزاران و اصلاحات با این بدنه نفوذی به وجود آمد و با چتر حمایتی ای که شخص هاشمی رفسنجانی برسر این جماعت تحت عنوان “کابینه کار” گسترانید آنها توانستند قد بکشند و از دولت دوم خرداد به بعد مخالفتهای خود را به صورت کامل و جامع، روز به روز علنی تر کنند و برای این رویه، مفهوم سازی و گفتمان سازی نموده و تولیدات نظری خود را در برابر اندیشه های انقلاب اسلامی قرار داده و با ارزشهای انقلاب اسلامی دشمنی ورزند.

اکنون محموع ضد ارزش‌ها و کارگزارانی که به هیچ عنوان دل در گرو انقلاب اسلامی ندارند( و حتی برخی از آنها بعداز سالها حضور در سمتهای مهم در ارکان نظام اعتراف می‌کند از ابتدا هیچ اعتقادی به جمهوری اسلامی نداشته اند) همراه با گفتمان خاصی که به عنوان اصلاحات مطرح است، به عنوان میراث هاشمی رفسنجانی مطرح می شود که اگر خود این امر کالبد شکافی و واکاوی گردد معلوم خواهد شد که تمامی مختصات این میراث با ارزشهای انقلاب اسلامی یا همان میراث امام خمینی(ره) در تقابل و تضاد قرار دارد.

شاید بتوان ادعا کرد فلسفه بنیادی در ابلاغ و تبیین بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی از سوی مقام معظم رهبری، بازتعریف اصول، مبانی و ارزشهای انقلاب اسلامی است که میراث ماندگار حضرت روح الله بوده و شاه بیت آن نیز بر مدار کارآمدی نظام اسلامی استوار گردیده باشد.

از این لحاظ که میراث هاشمی در تضاد کامل با میراث امام خمینی(ره) بوده و با اعتقاد به این امر که به باور نفوذیها ظرفیتهای بومی ما در اندازه تولید آبگوشت بزباش است و تلویحا” و تصریحا” به نیروهای داخلی باور ندارند، پر واضح است که تنها کارآمدی را در نظریات ، ساختار و تولیدات مادی معنوی غربی ها جستجو می کنند.

آنها حدی از کارآمدی را برای نظام اسلامی و نیروهای بومی متصور نیستند و لذا چاره ای برای دلسوزان وطن و امیدواران به انقلاب اسلامی و ظرفیتهای درونی نمانده است تا از مسیر بصیرت، معرفت و شناخت حداکثری(و نه برخورد سلبی) تا جایی که ممکن است، این افراد غیر باورمند به نظام اسلامی و توانمندیهای مردم ایران را از مسندهای قدرت دورسازند و راه کوتاه سازی دست این افراد هم از طریق ابزارهای مردم سالاری دینی یعنی صندوقهای رأی است.

در نتیجه بر یکایک اندیشمندان و نظریه پردازان جریان انقلاب لازم است نا از هم اکنون تا پایان انتخابات ۱۴۰۰ انحرافات، ضعف ها خیانتها و خطاهای ریز و درشت این جمعیت خائن نفوذی را به صورت کاملا” علمی و کارشناسی آشکار کنند، تا جامعه مخاطب، بتواند معیارهای کاملی برای شناخت و تصمیم گیری داشته باشد.

طیف نخبگی جریان انقلاب اسلامی یقین داشته باشد که اگر به درستی از عهده وظیفه و عهدی که به گردن دارد بر آید قطعا” نباید نگران انتخاب جامعه باشد، زیرا طی ۴۲ سال گذشته مردم ثابت کرده اند دل در گرو انقلاب اسلامی و ارزشهای آن دارند و با شناخت کاملتر حتما به منتخب بهتر خواهند رسید.

هوشنگ نادری

انتهای پیام/ن

آخرین مطالب