منطق سازش یا چالش: تجربه کشور ها چه می گوید؟

چالش با قدرت هزینه دارد اما سازش هم هزینه دارد. چالش اگر با منطق و اعتماد به نفس باشد هزینه اش کمتر از سازش است.

 

 

به گزارش عصر همدان ، برخی از جریانات سیاسی «لیبرال» و «غربگرا» در پی تلقین و القاء گزاره مهندسی شده «مقاومت در برابر دشمنان هزینه دارد» به افکار عمومی هستند. این جریان اعتقادش بر این است که اساسا مقابله ما با دشمنان جمهوری اسلامی بطور اعم و مقابله و ایستادگی در برابر آمریکا بطور اخص اشتباه و بدون منطق و استدلال است.

 لذا جریان غربگرا از هیچ کوششی برای غلبه دادن منطق سازش و مذاکره _ که در آن برای دشمن هیچ «حدیقفی» متصور نیست_ بر منطق مقاومت و ایستادگی دریغ نمی کند و در طول سال های بعد از انقلاب با تابلو و عناوین متفاوتی این تفکر و سیاست را پایه اصلی سیاست خارجه دولتهای خود قرار داده اند.

رهبر انقلاب اسلامی در مراسم بیست و هشتمین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی (رحمه‌الله) در خصوص بحث سازش با دشمن و مقاومت در برابر دشمن گفتند: «برخی می گویند چالش با قدرت هزینه دارد بله هزینه دارد اما سازش هم هزینه دارد. چالش اگر با منطق و اعتماد به نفس باشد هزینه اش کمتر از سازش است. اینطور نیست که قدرت های متجاوز به جدی قانع باشند وقتی در آن حد عقب نشینی کردید مطالبه و ادعای جدیدی مطرح می کنند و این سلسله متوقف نمی شود و ادامه دارد.»
ایشان همچنین در سی امین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی (رحمه‌الله)با وارد کردن اصطلاح «مقاومت امام خمینی» به ادبیات سیاسی کشور فرمودند: «در ادبیّات سیاسیِ بین‌المللی، عنوان «مقاومت به شیوه‌ی امام خمینی» مطرح است و اقدام امام در انتخاب مسیر و اندیشه‌ی مقاومت، دارای پشتوانه‌ی قوی منطقی، عقلانی، علمی و دینی است و یکی از اجزاء منطق مقاومت، «شرف و هویت و انسانیت هر ملت» است که هرگاه با تهدید و زورگویی و تحمیل مواجه میشود، در مقابل آن می‌ایستد.تسلیم شدن در مقابل دشمن، موجب پیشروی او می شود، اما اگر در مقابل زیاده‌خواهی و باج‌خواهی دشمن، مقاومت شود، پیشروی او متوقف خواهد شد؛ بنابراین از این زاویه نیز، صرفه با مقاومت است.»
نزدیکترین موضوعی که تبیین گر «منطق مقاومت» و «منطق سازش» است توافق موسوم به «برجام» است. از ابتدای دولت تدبیر و امید که اصل «تنش زدایی» و «مذاکره با کدخدا» برای برداشته شدن تحریم ها مطرح شد منطق سازش برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی و سیاسی در دستور کار دولت قرار گرفت.
توافق برجام ، تعهداتی را برای طرفین الزام آور کرد و ایران تهداتش را برای آنچه که دولتی ها می گفتند برای رفع تحریم های اقتصادی و هسته ای و … است انجام داد؛ تعلیق هسته ای را برای «لغو بالامره تحریم ها» به جان خرید اما طرف مقابل از فردای توافق هسته ای بد قولی هایش را شروع کرد. تحریم ها لغو نشد که هیچ بلکه روز به روز بیشتر هم شد! هسته ای رفت؛ تحریم ها بیشتر شد؛ برعکس نگاه خوشبینانه دولت به مذاکره برای رفع تحریم ها و بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی، وضعیت بازار به سمت آشفتگی رفت و اقتصاد متزلزل و سفره مردم کوچکتر و تنگناهای اقتصادی نیز بیشتر شد.
بعد از روی کار آمدن «ترامپ جمهوری خواه» پیکر بی جان برجام لگد مال و دشمن جری تر شد و خواسته های دیگری را مطالبه کرد، از «حقوق بشر» تا بحث «مذاکره موشکی»!
فشار اقتصادی و به اذعان خود غربی ها «تحریم های فلج کننده» را بیشتر از قبل کرد تا جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره بکشاند اما تجربه برجام به همگان علی الخصوص نخبگان سیاسی فهماند که «امریکا قابل اعتماد نیست» و برای گذر از مشکلات اقتصادی و معیشتی نه مذاکره با کدخدا جواب می دهد نه تسلیم در برابر آن، تنها و تنها «مقاومت به شیوه امام خمینی» در برابر استکبار و نظام سلطه و اتکا به ظرفیت های داخلی حلال مشکلات کشور است.

دو تفکر «ایستادگی» و «سازش» در عرصه‌ عمل امتحان خود را پس داده‌اند؛ تجربه نشان داده ایستادگی در مسیر حق، به شرط عمل به الزاماتِ این حرکت، قطعاً پیروزی را به ارمغان می‌آورد. «قرآن میفرماید که «وَ اِن تَصبِروا وَ تَتَّقوا لا یَضُرُّکُم کَیدُهُم شَیئًا»؛ لَا یَضُرُّکُم کَیدُهُم شَیْئًا؛ یعنی هیچ زیانی به شما نمی توانند برسانند؛ به شرط چه؟ به شرط صبر و تقوا…

حال سوالی که پیش می آید این است که آیا با طرح سازش و منطق مذاکره مشکلات اقتصادی و تحریم‌ کشور ها پایان می‌پذیرند؟ آیا مقاومت جواب می‌دهد؟ یا باید سازش را در دستور کار قرار داد؟ تجربه استفاده از این دو طرح چه چیزی را نشان می‌دهد؟

جمهوری اسلامی ایران که در طول چهل سال گذشته پرچم ایستادگی و مقاومت را در دست گرفته و همواره بعنوان الگو و نمونه ای در برابر دیدگان ملت ها و دولت های منطقه و کشور های آزادی خواه و مستضعف جهان بوده است و هر کجا و هر زمان «مقاومت به شیوه امام خمینی» را سرلوحه خود قرار داده دشمن را به عقب رانده است.

هدف مقاومت به شیوه امام خمینی، رسیدن به نقطه بازدارندگی در مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی است از آنجایی که جمهوری اسلامی منطق خود را مقاومت می داند و سازش را عبث و بی نتیجه تلقی می کند لذا هماره در طول عمر با برکت نظام اسلامی در برابر زیاده خواهی ها و انحصار طلبی های نظام سلطه به سرکردگی امریکا ایستاده و با تاسی به آیه «و من یتوکل علی الله فهو حسبه» شعار مقاومت را در عرصه عمل به همگان اثبات کرده است.

با نگاهی به رابطه و تعامل کشور هایی که بر مبنای مقاومت و سازش حرکت کردند می توان تصویری از نتایج و پیامد های نظریه مقاومت و سازش را نظاره کرد و این حکم را صادر کرد که هرکجا و در هر موضوع دولت‌ها و ملت‌ها تسلیم زورگویی و خواسته‌های بناحق و نابجای آمریکا و دیگر قدرتهای استعماری شده اند عقب‌تر رفته و شکست‌ها و هزینه های بیشتری را متحمل شده اند، و هرکجا و هرموردی که در برابر قلدرمابی ها و سیاست‌های غلط و ظالمانه آمریکا ایستادگی و مقاومت کرده اند دشمن را متوقف و پیروزی‌های بزرگ‌تر و بیشتری را بدست آورده اند .

تجربه مذاکره لیبی
لیبی یکی از کشور هایی است که مصداق روشنی از تعامل و سازش با غرب است. سازشی که برای لیبی به مراتب هزینه اش بیشتر از مقاومت بود.
معمر قذافی که از همان روزی که در سال ۱۹۶۹ توانست کنترل لیبی را به دست بگیرد به دنبال دست‌یابی به فناوری هسته‌ای بود اما بعد از اعمال محدودیت کشور های غربی و کش و قوس های فراوان، نهایتا لیبی توانست اولین سانتریفیوژ خود را با موفقیت آزمایش کند و به دنبال این موفقیت کشورهای غربی با اِعمال تحریم گسترده ضد لیبی درنهایت موفق شدند این کشور را در سال ۲۰۰۳ به‌پای میز مذاکره بکشانند. در سال ۲۰۰۴ یعنی یک سال بعد از نزدیکی لیبی به آمریکا‌، این کشور معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرد و بازرسان آمریکایی و انگلیسی برای ازبین بردن سلاح‌ها وارد این کشور شدند‌. آمریکایی‌ها برای اینکه حسن‌نیت خود را اثبات کنند، پیمان‌های همکاری اقتصادی و البته نفتی را با این کشور به امضا رساندند‌. با این حال این پیمان‌ها هنوز به مرحله اجرای کامل درنیامده بود که عهد‌شکنی‌های غرب آغاز شد.

لیبی تعهداتش را بطور کامل اجرا کرد حال منتظر برداشتن تحریم های غربی ها است در همین حین سفیر آمریکا در سازمان اعلام کرد که اگرچه آمریکا مانع برداشته شدن تحریم‌های سازمان ملل ضد لیبی نمی‌شود، اما تحریم‌های آمریکا ضد لیبی به خاطر نقض حقوق بشر در این کشور و نقش لیبی در منازعات منطقه‌ای در آفریقا سر جای خود باقی خواهد ماند!

 قذافی مذاکره و سازش کرد تا تحریم ها برداشته شود اما در عمل نه‌تنها به هدف خود نرسید بلکه برنامه هسته‌ای و بالستیکی خود را نیز از بین برد. در واقع تحریم ها ماند هسته ای و موشکی رفت! و امنیت لیبی که چتری بر سر مردم کشورش بود زیر حملات امریکا و انگلیس از بین رفت. مذاکرات برای لیبی و مردمانش نه تنها هیچ عایدی نداشت بلکه نتیجه ای جز تسلیم لیبی و از بین رفتن معمر قذافی نبود. اینک نه نامی از معمر قذافی باقی است و نه مردم لیبی روی خوش امنیت را می بینند.
ایرانِ دوران پهلوی
ایرانِ دوران پهلوی نیز مصداق بارزی از تسلیم و سازش در برابر امریکا بود. دوران پهلوی، به هر میزان تولید و قیمت نفت افزایش می‌یافت، به همان میزان واردات سلاح از آمریکا افزوده می‌شد؛ آمریکا ازیک‌طرف با واردات نفت از ایران، انرژی موردنیاز خود را تأمین می‌کرد و از طرفی دیگر با فروش سلاح به ایران دلارهای خود را پس می‌گرفت، اما انباری از اسلحه برای خود در خاورمیانه ایجاد می‌کرد.
 در آرشیو سایت وزارت خارجه آمریکا آمده است که «مسئولان آمریکایی بهترین روش برای کنترل شاه را همان برنامه نظامی می‌دانند؛ اگر شاه مطمئن شود که آمریکا به امنیت ایران توجه دارد، مشاوران نظامی بهتر می‌توانند به وی در مورد مسائل اولویت‌دار مشورت دهند.» این خریدها هم‌زمان با اوضاع به‌هم‌ریخته اقتصادی آمریکا در دوران بعد از جنگ ویتنام است که توانست به اقتصاد آمریکا جانی دوباره ببخشد.
مسئله صرف‌نظر کردن ایران از حاکمیت بر بحرین از جمله عقب‌نشینی‌های سیاسی دیگر محمدرضا شاه در این دوران است؛ در کتاب سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی آمده است که در مذاکراتی پنهانی میان ایران، انگلستان و آمریکا، ایران در مورد مسئله بحرین کوتاه می‌آید و عقب‌نشینی سیاسی کند و نتیجه چیزی نمی‌شود جز جدایی بحرین از ایران.

مصر تجربه یک انقلاب ناتمام

یکی دیگر از کشور هایی که سازش با امریکا را بر مقاومت در برابر شیطان بزرگ ترجیح داد مصر بود. اولین جرقه انقلاب مصر و «بیداری اسلامی» در این کشور در سال ۲۰۱۱ اتفاق افتاد تا مردم مصر در پرتو انقلاب مردمی به رؤیای چندین ساله خود برای رسیدن به آزادی و تشکیل دولت مردم سالار غیر‌نظامی دست یابند.

در جریان بیداری اسلامی مردم مصر با برکناری حسنی مبارک، محمد مرسی را در کسوت رییس‌جمهور مامور تشکیل دولت کردند اما محمد مرسی در کسوت منتخب مردم این رؤیای تحقق‌یافته را با تلاش خود برای نزدیکی به آمریکا به رؤیای ناتمام مردم مصر تبدیل کرد.

 تلاش مرسی برای نزدیکی به آمریکا در راستای کاسته‌نشدن از میزان کمک‌های اقتصادی این کشور به مصر و ارتش آن، باعث شد آمریکایی‌ها به یار جدید خود در منطقه نیز پشت کرده و با کودتایی نظامی‌، رییس‌جمهور منتخب را به زندان بیافکنند و دوباره نظامیان اوضاع را در دست بگیرند این درحالی است که هیلاری کلینتون در سفر به مصر گفته بود برای تشکیل دولت دموکراتیک تمام تلاش خود را به کار می‌بندد!

عربستان؛ «گاو شیرده»
عربستان سعودی از ابتدای تأسیس خود تاکنون برای تأمین امنیت، وابسته به آمریکا بوده است. عربستان بعنوان کشوری ضعیف‌ اما دارای قدرت نفتی برای تأمین امنیت خود به پشتیبانی کشورهای دیگر نیازمند است لذا برای حفظ سلطه و قدرت خود به کشور های غربی باج می دهد و سازش را بر مقاومت ارجح می داند.
واضح است که مهم‌ترین مزیت عربستان برای آمریکا مسئله تأمین انرژی است. عربستان همواره تأمین‌کننده اصلی انرژی آمریکا بوده است و در مواقع ضروری با کم‌وزیاد کردن مصنوعی قیمت‌ها به این کشور خدمت کرده است. البته این پایان کار نیست و دلارهایی که آمریکا بابت خرید نفت به عربستان می‌پردازد، به‌وسیله فروش اسلحه به این کشورها باز پس می‌گیرد. عربستان سعودی ازیک‌طرف بزرگ‌ترین صادرکننده نفت به آمریکا و از طرفی دیگر بزرگ‌ترین واردکننده سلاح از این کشور است. وزارت خارجه آمریکا در ابتدای سال جاری میلادی در صفحه مربوط به معرفی عربستان سعودی این‌طور نوشته است: «عربستان سعودی بزرگ‌ترین خریدار سلاح از آمریکاست و در حال نیز حدود ۱۰۰ میلیارد دلار قرارداد فروش اسلحه بین این دو کشور وجود دارد.»
ترامپ نیز به انحا مختلف مردم و حکام عربستان سعودی را بارها و بارها با القاب مختلف تحقیر و توهین های را نثارشان کرده است. روزی عربستان را «گاو شیرده» می داند روز دیگر برای دفاع امریکا از عربستان هزینه و پول بیشتری را طلب می کند. تحقیرشدن ملت و سران عربستان توسط امریکا علی رغم «خوش رقصی» ها و «سرسپردگی تام» عربستان، نمونه دیگرهزینه سازش با غرب است.

 در کنار این تجارب عبرت آمیز، کشور های دیگری نیز به خاطر هزینه سنگین سازش از مذاکره با دشمن هیچ سود و منفعتی کسب نکردند و اگر دشمن بحث سازش و مذاکره را مطرح کرده است به خاطر غلبه بر مقاومت ملت ها در برابر زورگویی ها و قلدر مابی ها بوده است. لذا کشورها و ملت های مستقل و خواهان استقلال عملی ونظری برای رسیدن به منافع و اهداف خود باید راهکار دیگری غیر از سازش و مذاکره با دشمن را سر لوحه خود قرار دهند چرا که سابقه مذاکره با دشمنان نشان داد که نه اقتصاد و معیشت مردمان را بهبود می بخشد و نه امنیت آنان را حفظ می کند.

انتهای پیام/

آخرین مطالب