بیشترین بازدیدها

یادداشت

رزمندگان بدون مرز انقلاب اسلامی را به مردم منطقه معرفی کردند

نیروهای اسلام و رزمندگان بدون مرز ما انقلاب اسلامی را به شکل عملی به کسانی که مشتاق الگوبرداری از رفتار آنها در منشا و روش بودند و کوچکترین اعمال و رفتارهای ایشان از جانب دیگران ( سوری‌ها عراقی ها، افغانی ها و پاکستانی ها و…) معیار الگوبرداری شناخته می شد، معرفی کردند.

به گزارش عصر همدان؛ در بررسی دلایل و علل مانایی یا میرایی تمدن ها می توان نتیجه گرفت از آنجای یکه خواستگاه اصلی تمدن فلسفه سیاسی است بنابراین هر چقدر فلسفه سیاسی دامنه گسترده تری داشته باشد استمرار و امتداد حیات آن هم به همان میزان مستمر و ممتد خواهد شد.

بر مبنای این فرضیه می‌توان ادعا کرد فلسفه های سیاسی حاکمیتی منبعث از زرتشتیت اگر چه برای مدتی باعث شکوفایی تمدن ایرانی شده اند ولیکن بدلیل درونگرا بودن در ادامه مسیر هنگامی که با فلسفه های سیاسی دیگر (که برعکس فلسفه سیاسی زرتشتی و اندیشه موبدان) برونگرا بوده اند، مانند بودیسم و مسیحیت، دچار واپسگرایی شده و برابر نوشته شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران؛ اگر اسلام از منظر ایرانیان دین مترقی تری محسوب نمی شد و به آن نمی گرویدند، قطعا بودایی گری از شرق و مسیحیت از غرب زرتشتیت را از بین می برد.

در دوران صفویه (اگر چه باید برای وحدت ملی و سرزمینی ایران برای همیشه ممنون و متشکر سلسه ی صفوی باشیم و اگر صفویه پدید نمی آمدند و فلسفه سیاسی منبعث از تشیع علوی را سردست نمی‌گرفتند قطعا ایران ضمیمه حکومت عثمانی شده بود.) نوع قرائت صفویه از تشیع نیز با قرائتی درون گرا همراه بود که علت اساسی عدم امکان استمرار حیات آن به همین ضعف برمی‌گردد.

بعد از صفویه نیز عملاً ما شاهد تمدن دیگری در ایران نبوده ایم چرا که تمام حکومت های بعد از صفویه در تعریف فلسفه حاکمیتی دچار ضعف اساسی بودند و تا حدود زیادی هم پیرو همان تفکر ولیکن فاقد مقبولیت لازم و حتی فاقد مشروعیتی که صفویه از طریق سیادت توانسته بود برای خود فراهم نماید.

انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام(ره) با اتکال به نظریه ولایت فقیه و پشتوانه ۱۴۰۰ ساله پویش نظری معصومین علیهم السلام و فقهای طراز اول شیعه و با سر دست گرفتن آیات قرآنی مانند ” وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ” در سوره قصص آیه پنجم از همان ابتدا پیام جهانی انقلاب اسلامی را به همه مستضعفان عالم ابلاغ نمود باعث شد مبتنی بر همین افق دید محرز گردد انقلاب اسلامی دارای فلسفه سیاسی ای برون گرا است، و منبعق از اسلام پیام جهانی دارد، ولیکن طی ۴۱ سال گذشته با انگها و تهمت ها و هجمه های متعدد بیگانگان و بی عملی محافظه‌کاران داخلی و خیانت نفوذی‌ها، عملا با این وجه انقلاب اسلامی مخالفت گردید.

اینکه حضرت آقا می‌فرمایند ما موافق حکومت دینی هستیم، نه دین حکومتی دقیقا از همین جا نشأت گرفته است و نتیجه گرفت که ایشان با مطالعه تاریخ، آسیب شناسی کردند و ضعف حکومتهایی مانند صفویه را در این یافته اند که آنها دین را حکومتی کردند؛ درصورتی که اگر حکومت دینی باشد وسعت و دامنه دین از چارچوب یک نظام سیاسی و جغرافیایی خاص و منحصر و محدود بیرون آمده و توانمندی‌های فراتر ایجاد می‌نماید.

دقیقاً در مقابل این نظریه لیبرال های محافظه کار داخلی قرار دارند که دین را حکومتی می‌خواهند، و محدود در چارچوبه مرزهای ایران.

هنگامی که مسیحیان قرون وسطایی از خواب هزار ساله برخاستند از فلسفه سیاسی مسیحیت سوء استفاده کردند و مسیحیان مذهبی و لژیون های نظامی را در قاره‌های دیگر روانه داشتند و عامل استععمار آنان شد.

و به همین وسیله دامنه نفوذ خود را گسترانیدند. مسیحیان از ویژگی برونگرایی فلسفه سیاسی مسیحیت استفاده کردند و آنرا عامل استعمار خود نمودند همانگونه که آن مبارزه سیاه پوست آفریقایی اشاره کرد و خطاب به اروپایی ها گفت:” زمانی که شما به قاره آفریقا پا گذاشتید چیزی نداشتید، جزء انجیل و امروز هیچ چیزی برای ما باقی نگذاشتید ، به جز انجیل “.

انقلاب اسلامی ایران با مراجعه به اسلام ناب محمدی(ص) با یک نگاه رهایی بخش ‌و آزادی خواهانه برای تمامی مسلمانان و مستضعفان عالم (اعم از مستضعف مادی و فکری) پا به عرصه ظهور گذاشت اما همین که این رویکرد انقلاب مشخص شد بسیاری در داخل و خارج با آن مخالف کردند.

انقلاب اسلامی به لحاظ تکلیف دینی قرآنی و نیز از آنجایی که داعیه‌دار پایه گذاری تمدن نوین اسلامی است ضرورت می‌بینید از وجه برون گرایی انقلاب غفلت نشود، ولیکن در دولت های بعد از انقلاب چندان که باید و شاید نخواستند یا نتوانستند از عهده مأموریت دیپلماتیک تراز انقلاب اسلامی برآیند ولیکن درست در هنگامی که دولت دوم خرداد بر سرکار آمد و با اتکال به پیشینه رویکردی و نظری دولت کارگزاران سعی در محدود کردن انقلاب اسلامی بعنوان حکومتی منحصر در جغرافیای ایران داشت و این امر باعث می شد کشور در نظام تک قطبی مورد نظر آمریکا به هیچ انگاشته شود، حضرت امام خامنه ای حفظهم الله ،سپهبد شهید قاسم سلیمانی را به فرماندهی یک نهاد ظاهر نظامی منصوب فرمودند که امروز بعد از شهادت آن یگانه سردار متوجه شدیم که حضرت آقا از طریق آن شهید دیپلماسی آزادی‌بخش و رهایی بخش اسلام را در درون ملتهای خاورمیانه نهادینه کرده و از اینکه محرز شود، قوام حزب الله لبنان، پایداری ملت سوریه ، خودباوری فلسطین و باریکه غزه و بیداری ملت یمن و بسیاری از اقدامات دیگر همگی از اثرات این اندیشه و مجاهدت‌های ۲۲ ساله شهیدسلیمانی در خط مقدم انقلاب اسلامی باشد، ابایی نیست.

امروز بعد از شهادت آن عزیز متوجه می‌شویم که قابلیت‌های فکری و ظرفیت‌های روحی وی توانسته تمام صفات یک مبلغ مذهبی یک استراتژیست نظامی و یک دیپلمات کار کشته را به طور همزمان در پیکره این شهید متبلور نماید.

و از آنجا که بعد از ۲۲ سال تلاش بی وقفه توانسته است آموخته های خود از آموزه های مدرسه حضرت امام (ره) و رهبری را تبدیل به یک مکتب نماید از استمرار این اندیشه و امتداد آن در قلوب تمامی آزادی خواهان مطمئن گشته ایم، امام خامنه ای از نیروی قدس سپاه به عنوان رزمندگان بدون مرز تعبیر می فرمایند و این امر سند دیگری است بر اقتدار نظام اسلامی و گام نهادن بر طلیعه تمدن نوین اسلامی و قدرت فرا منطقه ای ایران اسلامی.

در تاریخ به مشابهات عمدتا منفی ای از این نوع نیروها برمی خوریم ولیکن انقلاب اسلامی رزمندگان برون مرزی اش نیز ویژه و خاص هستند و حضرت آقا با برشمردن ویژگیهای شهید سلیمانی و معرفی نمودم آن به یک مکتب عملا تفاوت ماهوی و عملکردی نیروی بدون مرزی انقلاب اسلامی با دیگر نیروها را برجسته نمودند.

ترکان عثمانی برای نگهداری امپراطوری وسیعی که ایجاد کرده بودند و برای مقابله با تهاجم اروپاییان و کشور گشایی یک نیروی نظامی ایجاد کردند به نام ینی چری، خیلی از محققین بر این باورند که کلمه چریک از همین نیروهای نظامی عثمانی گرفته شده است که اینها به شدت تابع محض امپراتوران عثمانی بودند.

صفویه با الگو گیری از این مسئله آمدند و قزلباش ها را تاسیس کردند و قزلباش ها به نوعی پیش قراول نظامی دولت صفوی بودند برای تأمین امنیت کنند و حتی برای تنبیه مخالفین در خارج از مرزها لشکر بکشند و یا برای برگردانیدن سلاطین عزل شده از حکومت مانند اکبر شاه بابر تیموری به هندوستان بروند.

منتها این نیروها هرچند مانند ینی چری ها، خوف و هراس و خشم و نفرت را به دیگران منتقل نمی کردند اما از قابلیت های یک مجاهد دین که تمام و کمال به تکلیف دینی می‌اندیشد و محرمات و واجبات را رعایت می کند برخوردار نبودند و خیلی تطبیق نداشتند نه مانند ینی چری ها منعکس کننده خشم و نفرت و کینه و ترس و وحشت بودند و نه مانند مجاهدین صدر اسلام یک نیروی تمام عیار دینی به حساب می‌آمدند.

اما رزمندگان بدون مرزی که حضرت آقا آنها را به عنوان یک دانش آموخته مکتب شهید سلیمانی معرفی می فرمایند، نمونه ها و مصادیق ان پیشتر در سوریه و عراق معرفی شد اینها انسان هایی هستند که علاوه بر شجاعت و تهور که لازمه نیروی نظامی است همواره تقوی و پاکدامنی را ملازم زیست اجتماعی خود نموده اند و رفتار آنان بگونه ای است که معرف یک مکتب هستند در کنار این امر می‌تواند یک مکتب باشد و این مکتب به وسیله این رزمندگان بدون مرز حداقل در شرایط فعلی در خاورمیانه گسترش پیدا کرده است و مانع اجرای نقشه های آمریکا و اسرائیل شده،طرحی که برای خاورمیانه دارند و دست کم دو دهه است که تلاش می کنند چهره این منطقه را تغییر دهند اما می‌توان ادعا کرد شهید سلیمانی به وسیله همین رزمندگان با مدیریت و رهبری مقام معظم رهبری، دست آنها را کوتاه کرد و نقشه ‌هایشان را برملا ساخت.

نیروهای اسلام و رزمندگان بدون مرز ما انقلاب اسلامی را به شکل عملی به کسانی که مشتاق الگوبرداری از رفتار آنها در منشا و روش بودند و کوچکترین اعمال و رفتارهای ایشان از جانب دیگران ( سوری‌ها عراقی ها، افغانی ها و پاکستانی ها و…) معیار الگوبرداری شناخته می شد، معرفی کردند.

علیرغم تمام اشتباهات و اشکالاتی که در داخل کشور درون ساختارها ممکن و متصور است،این رزمندگان پیام آور اصالت انقلاب اسلامی محسوب شوند و همچنان انقلاب اسلامی در جهان به ویژه در خاورمیانه طالب و مشتاق داشته باشد و این امر برای پیمایش گام دوم انقلاب و تحقق آرمانهای آن بسیار ارزشمند است.

هوشنگ نادری

انتهای پیام/ن

آخرین مطالب