سکوت معنادار معترضان عقیم‌سازی سگ‌های ولگرد در مرگ کودکان قربانی!/ چرا جمعیت سگ‌های بی‌صاحب تا این حد افزایش داشت؟

جان باختن و زخمی شدن چند کودک به‌خاطر حمله سگ‌های ولگرد در شهر قم طی هفته گذشته خبرساز شد که اگر به حافظه رسانه ای چندسال گذشته رجوع شود، علت ازدیاد نسل این حیوانات و وقوع حوادث مورد بحث به اعتراض‌ مدافعان حقوق حیوانات به عقیم سازی و مرگ بدون درد سگ های ولگرد شهرهای تهران و مشهد و… در سال ۹۸ گره خورده است.

به گزارش عصرهمدان؛ پیش از ظهر روز گذشته خبری دیگر با تیتر «یک کودک دیگر در قم طعمه سگ‌های ولگرد شد»، در فضای رسانه ای کشور منتشر شد.

این در حالیست که برای چندمین بار در هفته گذشته حمله سگ های ولگرد در شهرقم و بیابان های اطراف این شهر به کودکان حادثه‌ساز شده و جزئیات برخی از حوادث در برخی رسانه های کشور بازتاب پیدا کرده است.

 کودکان قربانی عموما از طبقه کم برخوردار حاشیه نشین جامعه در شهر قم بوده اند که به واسطه مشاغل والدین شان در بیابان های اطراف و حومه این شهر سکونت داشته اند. مناطقی که به واسطه وجود پسماندهای غذایی و یا کاراژهایی که مبادرت به جمع آوری ضایعات می کنند، به کانون و کلونی سگ های ولگردی تبدیل شده که  بخاطر رهاشدگی سگ‌ها و برخی واکنش ها در فضای مجازی روز به روز بر تعداد این حیوانات افزوده می شود.

این حیوانات وحشی که عموما با انسانها انس و الفت نگرفته اند و صاحبی ندارند و از طرفی به دلایلی از امکان شکار محرومند، مجبورند برای سیرکردن شکم های خود به کودکانی حمله کنند که قدرت غلبه بر آنها را داشته باشند.

با این احوال بررسی چرایی این اتفاق خارج از انگیزه و رویکرد این نوشتار است و هدف ذکر نکاتی پیرامون عملکرد شهرداری ها در حوزه کنترل زاد و ولد سگ ها وحشی و بی صاحب است که در چند سال گذشته به وقوع پیوست و در نهایت اثبات قیل و قال هایی که مانند همیشه در فضای مجازی عرصه را به متولیان مدیریت شهر در غالب استان ها و شهرها تنگ‌تر کرده است که در ادامه با استناد به برخی پیش‌آمدها به اهم دلایلی که موجب افزایش جمعیت سگ های ولگرد شده است خواهیم پرداخت؛

یکم: از یاد نبرده ایم که در حدفاصل سال های ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸ برخی از سلبریتی‌ها و افرادِ مدعیِ حفاظت و صیانت از محیط‌زیست در فضای مجازی به استناد انتشار ویدئوهایی که از کشتن یا عقیم‌سازی سگ‌های ولگرد و بی صاحب در اینترنت منتشر شده بود، شهرداری‌های برخی از شهرها از جمله مشهد،  تهران، تبریز و… را در مورد انتقاد تند و تیز خود قرار داده بودند.

رویکرد غالب انتقادها عموما مشتمل بر حقوق حیوانات و متقابلا اقدام غیرانسانی شهرداری‌ها بود؛ گاهی هم برای به صلابه کشیدن متولیان شهری به روایات و احادیث اسلامی رجوع شده بود که کشتن حیوانات مطابق فرامین اسلامی منع شده بود.

با این وجود چرا در طی هفته گذشته مدافعان حقوق حیوانات در مقابل انتشار اخبار جان باختن کودکان سکوت اختیار کرده اند؟ آیا هدف و منظور آنها رهاشدگی سگ های ولگرد بوده که اینگونه طی چند سال جمعیت آنها به جایی برسد که امنیت خانواده ها از ناحیه آنها سلب شود؟ آیا تراژدی جان باختن کودکان معصومی که مورد حمله سگ های ولگرد قرار گرفته اند، باید کماکان ادامه پیدا کند؟ باید شمار کشته شدگان این مقوله به چند نفر برسد تا این جماعیت لب از لب باز کنند؟ ایکاش می فهمیدیم این حس رمانتیک فقط در مواجهه با سگ‌کشی به منصه بروز و ظهور می رسد یا مرگ کودکان بی‌گناه هم مشمول این عنایات خاصه واقع می شود.

دوم: نکته غم انگیز ماجرا این است که برخی از مسئولان وقت شهرداری‌ها هم بجای تببین بایسته‌هایی که قانون برای آنها ترسیم و بر انجام این اقدامات تاکید و تکلیف کرده است، متاثر از جار و جنجال رسانه‌ای منفعلانه عقب نشستند و عکس عملکردی که از آنها انتظار می‌رفت از مردم بخاطر عقیم‌سازی و بعضا کشتن سگ‌های ولگرد عذرخواهی کردند! حجت این مدعا در جنجالی که به بهانه انتشار ویدئویی که از کشتن سگ‌ها با آمپول اسید در سال۹۸ منتشر شده بود، متولیان مدیریت شهری پایتخت را وادار به عقب نشینی و  عذرخواهی از مردم کرد!

در ۲۸ مرداد ۹۸ توضیحات شهردار تهران در مورد کشتار سگ ها با آمپول اسید پیروز حناچی شهردار اسبق تهران در خصوص انتشار تصاویری مربوط به سگ‌کشی می گوید: « این تصاویر مربوط به سال ۹۶ است، اما در هر صورت ما به تأسی از پیامبر اسلام به همه مخلوقات خدا احترام می‌گذاریم و من هم دستور داده‌ام که این موضوع بررسی شود همچنین برای اینکه از حساسیت موضوع کم شود برای پیمانکاری که به آن اعتراض صورت گرفته بود را خلع کردیم.»

آرش میلانی، عضو پیشین شورای شهر تهران در توییت خود با تایید موضوع سگ کشی می نویسید: «خبر تزریق اسید و کشتار غیرانسانی سگ‌های خیابان‌گرد تهران متأسفانه صحت دارد و توسط یکی از پیمانکاران شهرداری تهران صورت گرفته است. قطعا موضوع را تا انتها پیگیری خواهم کرد و مقصران این فاجعه در مجموعه شهرداری و پیمانکاران آن، با برخورد جدی سازمانی و قضایی مواجه خواهند شد.»

سوم: سازمان های مردم نهادی که ذیل عنوان حمایت از حیوانات به سگ کشی« نه»! می گویند، قائل به این عملکرد هستند که شهرداری ها باید محوطه ای عریض و طویل را برای نگهداری و زاد و ولد سگ های ولگرد در نظر بگیرند و به این طریق از آنها نگهداری کنند. حال با توجه به افزایش تصادعدی جمعیت سگ های ولگرد تکلیف شهرداری ها در چند سال گذشته و جمعیت قابل ملاحظه سگ های ولگرد چه خواهد بود؟

ناگفته پیداست که این اقدام که مشخصا در قوانین شهرداری های کشور هیچ گونه اشاره ای به آن نشده است مستلزم وجود ساخت محوطه هایی مانند باغ وحش است که گذشته از این هزینه سرسام آور ساخت و سازها هزینه های قابل توجه دیگری برای تهیه ابزار و ادوات مورد نیاز و استخدام پرسنل کارآزموده برای تاسیس مراکزی تحت عنوان مثلا «مرکز نگهداری سگ های ولگرد» را در پی دارد. این درحالیست که بخش اعظم شهرداریها از کیسه خالی دولت ها ارتزاق می کنند و در خوش بینانه ترین حالت شهرداری شهرهایی مانند تهران هم در کار خود مانده و با کسری بودجه مواجه است.

از سوی دیگر باید خاطرنشان کرد در تمام کشورها پدیده ای تحت عنوان «اتانازی» یا «یوتانایز» حیوانات وجود دارد که به معنای « مرگ بدون درد» است. صاحب حیوان در شرایطی که متوجه بیماری حیوان خود شود با مراجعه با دامپزشک، حیوان را با آمپول اسید و مرگ بدون درد راحت می کند. با این وجود آیا شهرداری ها که از مستقیما در چنین مواردی با دستور وزارت کشور وارد عمل می شوند نمی توانند برای مهار زاد و ولد غیر قابل تصور سگ هایی که منشاء بیماری و خطر هستند، به این شیوه متوسل شود؟

چهارم: با رویکرد مدیران شهری از سال ۹۴ که در ارتباط با زنده‌گیری و عقیم سازی سگ های ولگرد اتخاذ و عملا این حیوان ها را بحال خود رها کردند، امروزه باید منتظر فجایع مشابهی همچون حوادث شهر قم باشیم. چرا که مدیران شهری در این سالها بجای اجرای عمل به وظایف خود و تشریح بایسته‌هایی که قانون حدود وثغور آن را به جهت تامین امینت شهروندان معین کرده، توپ را به زمین پیمانکار نگون‌بخت انداختند و این مهم بحال خود رها شد و امروزه به عنوان معضلی نوپدید در حال عرض اندام است. در نهایت تهران امروز با تصویری اینگونه روبروست که اگر غروب هنگام از مبادی ورودی شهر تهران خارج یا صبح ها وارد شویم، با فوج فوج سگ ولگرد و بی صاحب مواجه خواهیم شد که زوزه کشان دست و پای همدیگر را به نیش می کشند و وحشت در دل رهگذران می اندازند. مهار این حیوانات وحشی گذشته از هزینه های سرسام آوری که بر دوش شهرداری ها می گذارد، وقت و انرژی بسیاری می طلبد تا بلکه در طول زمان این معضل رفع رجوع شود!

در مورد کانون زیست سگ های ولگرد در تهران باید یادآور شد مشخصا در مسیر میدان آزادی به سمت رباط‌کریم و پرند و یا اسلامشهر در مناطقی چون ورودی احمدآباد مستوفی، سر نسیم‌شهر، پایانه باربری، بیابان‌های اطراف رباط‌کریم، و ورودی پرند و از جانب مشرق به سمت پردیس و رودهن و بوم هن گله سگ های ولگرد نگران کننده است. با این حال اینهمه حیوان که به طرز عجیبی در چند سال گذشته زاد و ولد کرده اند، باید از کدام منبع تغذیه شوند؟ این حیوانات گذشته از مخاطراتی که امکان رخداد حوادث مشابه شهر قم را در پی دارد، امکان بیماری زایی در جوامع انسانی را قوت می بخشد که بجای خود باید برای متولیان سلامت هم محل اقدام باشد.

با این ملاحظات سوالی که ذهن متبادر می شود این است که همان سلبریتی هایی که در مورد ترحم و گناه عقیم کردن این حیوانات داد سخن سر می دادند، امروزه قادر به ارائه راهکار و پاسخی برای حل این معضل هستند؟ افرادی که با دخالت بی‌مورد و غیرکارشناسی خود بی تردید به اندازه مسئولانی که بی مورد پا پس کشیدند و توان پرزنت وظایف قانونی و اقناع افکار عمومی را نداشتند؛ مقصر قلمداد می شوند.

چهارم: جالب اینجاست که معضل سگ های ولگرد با ابرمعضل معتادان متجاهر در چند وقت گذشته پیوند خورده و این افراد بی خانمان با در اختیار گرفتن یک یا چند سگ وحشی به عنوان نوکران بی مزد و مواجب در اطراف و اکناف شهرها پرسه می زنند و اگر در گذشته ابزارهای قانونی برای مقابله با آنها وجود داشت، اکنون سگ های ولگرد و محافظ معتادان متجاهر نیز قوز بالای قوز شده اند و نزدیک شدن به آنها با ملاحظات و خطرات فراوانی همراه است.

پنجم: افرادی که گمان می‌کردند رهاشدگی سگ های ولگرد به نوعی به حفظ محیط زیست و حیات وحش کمک می کند بد نیست به این نکته توجه کنند که همین سگ های ولگرد امروزه خطری جدی برای حیات وحش قلمداد می شوند! در این رابطه «حسین آخانی» فعال محیط‌زیست و استاد دانشگاه در گفت و گوی ۹ آذر سال گذشته خود با روزنامه همشهری از آمار مبهوت کننده ای پرده برداشته و گفته بود: « در ۱۸ سال گذشته، ۱۷ قلاده یوزپلنگ آسیایی توسط سگ‌های ولگرد تلف شده‌اند.»

آخانی در ادامه تصریح کرده: «… این اتفاق وقتی وحشتناک‌تر می‌شود که بدانیم آمار واقعی کل جمعیت یوزپلنگ آسیایی در ایران تنها ۵۰ قلاده است. براساس گزارش‌های ثبت‌ شده ۴۴ آهو نیز توسط سگ‌های ولگرد تلف شده‌اند. سگ‌های ولگرد تهدیدی برای یوزپلنگ، بز کوهی، آهو، کاراکال، سیاه‌گوش و حتی پلنگ‌ها هستند و گزارش‌های بسیاری از کشتار پلنگ توسط سگ‌های ولگرد دریافت کرده‌ایم. براساس مشاهدات میدانی نیز می‌توان گفت گونه‌های حیات وحش و حتی حیوانات اهلی در تمام زیستگاه‌ها و مناطق حفاظت‌شده که نزدیک مناطق مسکونی هستند، تهدید می‌شوند.

حرف آخر

در پایان برای تبرئه خود و رسانه ای که ممکن است به همین بهانه مورد هجمه افرادی واقع شود که در درک منظور و مفهوم این گزارش دچار سوءتفاهم شده باشند، باید اذعان کرد که این قلم و این رسانه از مرگ هر موجودی که خلاف موعدمرگ و قانون حیات آنها رقم بخورد متاسف و متاثر است. اما؛ قائل به این نکته است که اگر انسان ها در مدیریت محیط زندگی خود تدبیر لازم را بکار بگیرند، حیواناتی مانند سگ های وحشی با چنین وضعیتی زیست و زادوولد نمی کنند که گذشته از مخمصه هایی که برای شهروندان صورت دهند، لشکری از وزارتخانه ها و ادارات و یگان‌ها ملزم شوند وظایف سازمانی خود را زمین گذاشته و بالاجبار با صرف وقت و زمان و تنش هایی که شرح آن در بالا رفت به تعدیل مخاطرات نوظهوری همچون سگ های ولگرد بپردازند.

انتهای پیام/

آخرین مطالب